آئین قربانی در روستای اسفنجان اسکو

مراسم قربانی یا باد در روستای اسفنجان اسکو 

اسفنجان يكي از روستاهاي مشهور شهرستان اسكو مي باشد كه در غرب شهرستان تبريز و در شمال شرق شهر اسكو قرار گرفته است . اين آبادي جزء دهستان سهند مي باشد ، ( اين دهستان غير شهر جديد سهند است ) دهستان سهند كلاً كوهستاني بوده و داراي آب و هواي سرد و يا معتدل كوهستاني است كه شامل روستاهاي : اسفنجان ، اسكندان ، آماقان ، آستاري ، كندوان ، كهنمو ، و مزارع اسكو مي باشد .

خود اسفنجان داراي وضعيت طبيعي جلگه اي است كه راه ارتباطي آسفالته خود اسكو و ساير روستاهاي همجوار از جمله اين روستا را به دهكده توريستي كندوان مرتبط مي سازد .

در مورد آئين ها و مراسم اقوام مختلف در طول تاريخ ايران زمين تا كنون مقالات و كتب متعددي به رشته تحرير در آمده است ، كه هر كدام از اين آئين ها و باورها با توجه به اعتقادات مردمان ساكن آن منطقه با باورداران اديان و سنت هاي مختلف در گذشته در رابطه بوده و نوعي همبستگي ما بين هر دو زمان بخوبي مشاهده مي شود .

تا آنجا كه معلوم گشته است در رابطه با چهار عنصر اصلي « آتش ، آب ، باد و خاك » در اقساء نقاط كشورمان آئين هائي از طرف مردم ، همه ساله برگزار مي گردد كه هر كدام در نوبه خود قابل بررسي و تحقيق مي باشند.

اما در مورد عنصر « باد » بايد اذعان داشت مراسم و آئين اين عنصر اگر اشتباه نكنيم ، در منطقه اسكو و در روستاي اسفنجان از  مقدمات و اجرا ي وصف ناپذيري برخوردار مي باشد كه مي توان گفت اين چنين آئيني در مناطق ديگر اگر وجود داشته باشد تقريباً از ذهنها زدوده شده است !

اين مراسم در شرايط حاظر همه ساله بدون وقفه 36 روز از عيد نوروز گذشته ، همزمان با شب جمعه يعني روز پنجشنبه (در آذربايجان روز پنجشنبه را عصر جمعه ( جمعه آخشامي ) مينامند ) از صبح زود فقط در روستاي « اسفنجان اسكو » با شكوه خاصي شروع و به اجرا در مي آيد .

در اين مراسم دو موضوع خاص مورد توجه مي باشد. يكي مسئله « باد » كه اين عنصر در آن منطقه مشهور به « اسفنجان يئلي » ( باد اسفنجان ) مي باشد ، كه در نظر معتقدان خودش از قدرت ويرانگري و تخريب شديد بر خوردار بوده و جهت جلوگيري از بروز حوادث ناگوار ناشي از همين باد تدابير خاصي كه حالت بازدارندگي دارد از روزگاران كهن براي اين واقعه در نظر گرفته اند. و باز بنا به باورداران اين آئين، چنانكه اگر اين مراسم در موعد مقرر انجام نپذيرد مردم منطقه بايد منتظر توفان و باد سهمگين باشند ! و اين را خطر و مصيبتي بزرگ براي خود و منطقه به حساب مي آورند ، بطوري كه به اعتقاد اهالي در يكي از سالها در گذشته چون اين مراسم به اجرا در نيامد، آن سال توفان شديدي همه منطقه را فرا گرفت و باعث ويراني و ضرر و زيان اسفناكي شد.

همچنان كه در بالا نيز اشاره شد « باد » يكي از چهار عنصر اصلي به حساب مي آيد . به اعتقاد باور مردمان گذشته در طول تاريخ، باد یكي از خدايان بوده يا ترفندي از يك نيروي ما فوق مي باشد كه آن نيرو در واقع در صورت لوزم به ياري و كمك مردم مي شتابد و آنها را از بلا و مصيبت نجات مي دهد . مثل « آغ يئل » ( باد سفيد ) براي ذوب برف زمستان آخر سال جهت نرم نمودن خاك و آماده كردن آن براي كشت و زراعت و جاري شدن آب چشمه ساران براي زنده كردن طبيعت و غيره .و در چنين مواقعي اين نيرو ( باد ) باورداران خود را گرامي داشته و نعمت خود را به آنان ارزاني مي دارد .

و بر عكس در مواقع سرپيچي مردم از اعمال نيك و رفتارهاي پسنديده، آنها را مورد غضب قرار داده و به آزار و اذيت زندگي آنان پرداخته و باعث ضرر و زيان و خسارت براي نافرمانان مي گردد . مانند از دست دادن نتيجه كشت و ذرع و ويراني باغات و مزارع و غيره .. كه اين نوع باد نيز نوعي جزا و حكم الهي بشمار مي رود .

در « انجيل » و « زبور » نيز قدرت خداي باد وصف شده است . در تورات نيز از چهار نوع الهه باد كه هر كدام براي خود خصوصيات مخصوصي دارند بحث به ميان آمده است.( توفيق بابا يئو – ايل آخير چارشنبه لري (چهارشنبه هاي آخر سال )  و « قرآن مجيد » نيز باد را عاملي از طرف خداوند بشمار آورده و آنرا مرحمت و نعمتي براي سعادت بشر بحساب آورده و بر عكس جزء يكي از عوامل تنبيح و جزا نيز ياد آوري نموده است .

( قرآن مجيد – سورة الحجر ، آية 22 

        //            //   الكهف ، آية 45

        //            //   الروم )  آية 46  )

 

در ادبيات شفاهي مردم در رابطه با قدرت باد در ميان مردم روايات مختلفي مانند افسانه ، داستان، روايت، ميف، اعتقاد، مسئله، مثَل و غيره … به وجود آمده است كه اين باورها تا بدين روز نيز دوام آورده اند. اين اعتقادات نه تنها در مراسم آخرين چهارشنبه هاي سال ( چهارشنبه سوري ) يا در خود جشن هاي نوروزي ( آغاز سال جديد ) بلكه در طول سال به صورت مراسم و آئين هاي مختلفي خود را آشكار نموده و اعتقاد انسان را بر فلسفة « آتش ، آب ، باد و خاك » ( چهار عنصر اصلي ) و اجراي آئين هائي مربوط به آنها را به وضوع نشان مي دهد. مثل مراسم خرمن كوبي گندم و احتياج مبرم به باد خرمن .

و حال نمونه اي از آواز و يا ترانه هاي بوجود آمده توسط مردم در مورد « باد » در اينجا ذكر مي گردد :

… آ يئل بابا

اليم ايپدن اوزولدو  
 ايپيم ديبدن اوزولدو     
 بيرجه گونده مين جوان                               قارا درده دوزولدو                               ×××××

يئل اَسر توز قوپارار       

  آغاجدان قوز قوپارار             

  يئل له گلن بلانی                      

 يئل اؤزوده آپارار                          .

 

يئل اسدي يوردون اوسته    

  توز دوشدو قوردون اوسته

يوردون اوچون باش قوياني  

      سن بيزيم ائلدن ايسته               ×××××

توفان قالخار يئل آغلار 

چايلار داشار سئل آغلار  

  يوردو الدن گئدنه      

  ييغيشار بير ائل آغلار                         .

و دومي ، مراسم تهيه و ذبح « گاو میش بزرگ » مي باشد كه با قرباني و تقسيم گوشت آن بين همه خانواده هاي روستاي اسفنجان آغاز و به پايان مي رسد .

مراسم از صبح روز پنجشنبه با هياهوي كودكان و تجمع مردم محل در مقابل مسجد و در ميدان اسفنجان اعلام مي گردد و بعد از كمي گاو نر بزرگي را كه هزينه آن از طرف خود اهالي جمع آوري شده است ( هر كس بتوان قدرت مالي خود مبلغي را مي پردازد ) از طرف ريش سفيدان و جوانان روستا همراه قصاب يا قصابان حاضر  از طويله بيرون آورده مي شود و از همان اوايل صبح با تكبير و صلوات و جشن وشادي در كوچه هاي روستا به گردش در آورده و مردم نذر و نياز خود را جهت بر آوردن حاجت خود به صورت بشقابهاي پر از بادم ،گردو ، سنجد ، برگ زردآلو ، شيريني و ساير چيزها به مسئولين مراسم تقديم مي كنند .

گاو را بعد از عبور از كوچه ها به طرف بلندي تپه اي كه بنام « تيره سنگ » يا « پيره سنگ » مشهور است و زيارتگاه كوچكي دارد كه در بيرون اطراف آن سنگ قبرهاي دوره اسلامي بچشم مي خورد كه تقريباً تاريخ بعضي از آنها به بيش از 130 سال مي رسد ، می برند .

« تيره سنگ » يا « پيره سنگ » عبارت از يك تخته سنگ بزرگي است كه در كنار زيارتگاه قرار گرفته و اين تخته سنگ به صورت افقي و تقريباً متمايل به سمت بالا از دو طرف به شكل يك لوله ، كندكاري و سوراخ شده است . قطر يكي از سوراخ ها بزرگتر از ديگري مي باشد و قطر هر دو سوراخ رفته – رفته به طرف جلو باركتر شده است .

اهالي بر اين باورند كه، روزي حضرت علي ( ع ) و عمر به اين منطقه مي رسند و با مشاهده اين سنگ ، جهت سوراخ كردن آن با شمشير شرط بندي مي كنند ! اول حضرت علي ( ع ) با يك ضربه سخت همان سوراخ بزرگ را در بدنه سنگ بوجود مي آورد و چون ضربه عمر ضعيف تر بوده باعث كنده شدن سوراخ كم قطر مي گردد ! ( الله اعلم ) .

و مردم با اعتقاد به اين موضوع، پنج یا هفت سنگ كوچك از زمين برداشته، نيت كرده و سعي مي كنند كه آن سنگها را از دهانه هر يكي از سوراخ ها به آن طرف پرتاب كنند ، اگر در اين كار موفق شدند در حقيقت نذر آنان قبول شده است . همانطوريكه در مراسم سنگ اندازي سلطان نيز ذكر گرديد، در اينجا نيز مردم جهت قبولي نذر خود چندعدد سنگ كوچك جهت پرتاب از زمين برداشته و سعي مي كنند كه با دقت آنها را از همان سورخها عبور دهند .

 مشابه اين عمل در خود شهر اسكو  ما بين مناطق مشهور « باققادي و جيرينگ » (اين مناطق كه از نقاط ديدني و با صفاي اسكو مي باشند ، تقريباً در قسمت جنوب غربي اسكو قرار دارند كه در حقيقت راه ترانزيت به روستاهاي « آغچا كؤهول ، قنديللي ، آشيستان ، اوچ تپه ، ميجاراشين ، كردآوا و گونبر » مي باشد )كه تخته سنگ تقريباً بزرگي در آنجا قرار دارد،در بعد از ظهر روز 28 صفر هر سال، کسانی که دارای نذری هستند به زیارات این سنگ رفته و در آنجا به اهدای نذری می پردازند! معتقدين در چنین روز بخصوصي جهت حل مشكل خود به زيارت اين سنگ رفته و باز آنها نيز براي قبولي نذر خود ، تعداد پنج عدد سنگ كوچك از زمين برداشته و بالاي همان تخته سنگ قرار مي دهند ! اگر آن پنج سنگ كوچك در كنار هم و بر بالاي تخته سنگ جا گرف و به زمين نیقتد ، نيت كنندگان كه اكثر آنان را زنان تشكيل مي دهند، چنين باور دارند كه نذر آنان قبول شده است !

  يونق كارل قوستاو در این باره مي نويسد :  « مي دانيم كه سنگ هاي طبيعي ، از نظر اعتقاد جمعيت هاي انسان ابتدائي معناي سمبوليك داشته است . سنگ هاي طبيعي و خيلي محكم به اعتقاد آنها جايگاه خدايان و ارواح بوده و در چنين فرهنگ هائي از سنگ هاي قبور ، اشياء مقدس ديني ساخته مي شد و استفاده از اين شيوه ابتدائي شباهت زيادي به صنعت و هنر هيكل تراشي دارد . و به خاطر همين است كه انسانهاي اوليه خدايان خود را در اشكال گوناگون در قالب سنگ درست كرده و مي پرستيدند. » (انسان و سمبول هايش – يونق كارل قوستاو )

بعضي از انسانها زندگي در صخره هاي سخت را به همين سبب و اعتقاد انتخاب مي كردد، چون به نظر آنان از آنجائي كه خداي مهر يا ميترا شكست ناپذير بوده است لذا سنگ و صخره هاي سخت نيز همين حكم را داشتند  مثل انتخاب صخره هاي روستاي كندوان از طرف مردماني كه روزگاري با اين باور مي زيسته اند .

به هر حال « گاو » را بعد از سه دور گردانيدن بر دور زيارتگاه ( متأسفانه چندين سال پيش داخل اين زيارتگاه از طرف سوداگران قاچاق وسايل زير خاكي حفاري و تمامي وسايل داخل آن غارت شده بود.

و يا همان « تيره سنگ » به طرف تپه دومي كه بعد از عبور از دره اي در يك بلندي بنام  « قوربان داغي » ( كوه قربان ) قرار دارد گسيل مي دارند و در اينجا كثرت جمعيت از كوچك و بزرگ به حد خود مي رسد، و در همان محل « قوربان داغي » ( كوه قربان ) بعد از قرائت قرآن و دعاي مخصوص ،گاو از طرف قصابان آماده ذبح مي شود، از محل ذبح گاو كه در بلندي قرار دارد تا چندين متر به آنطرف سراشيبي، گودالي وجود دارد كه يك مسير خاكي كم عرض ( جوي ) محل ذبح گاو را به آن وصل مي كند. به اعتقاد اهالي اگر خون جاري شده از گاو به آن گودال برسد نذر و احسان آنان مورد قبول واقع شده است ، ولي اگر خون نتواند به مسير خود ادامه دهد و از جريان باز ايستد، نتيجه برعكس مي گردد !

در اين ميان كساني هم بر اين باورند كه ، در صورت وجود مرضي در بدن خود ، در محل ريزش خون گاو  به گودال، اگر تكه قندي را به خون گاو آغشته كرده و آن را به مكند درد آنان بر طرف شده و سلامتي خود را دوباره از وجود نعمت خون گاو بدست خواهند آورد !

در اين محل بعد از ذبح گاو ، گردو ، بادام ، برگ زردآلو ، شيريني ، نان و پنير ، خرما و غيره … كه در آغاز مراسم از طرف مردم اهداء گرديده است ، دو باره به صورت نذر و پذيرائي از شركت كنندگان به خود مردم اهداء می شود.

عاقبت گوشت گاو بعد از تقسيم به قطعات بزرگ در سبد هاي بزرگ بنام « دويشو » كه از قبل آماده شده است قرار داده شده و توسط الاغ ( اکنون با ماشین نیسان انجام می گیرد )به داخل روستا حمل مي گردد .

بعد از حمل گوشت به داخل روستا ، اهالي شركت كننده كه به علت كوهستاني بودن محل مراسم، اكثر آنها را قشر مذكر تشكيل مي دهد ، به روستا بازگشته و منتظر تقسيم گوشت قرباني مي گردند . مسجد و يا محل مخصوصي جهت اين كار در نظر گرفته می شود، مسئولان مراسم كه عمدتاً از ريش سفيدان مي باشند همان گوشت ها را به سهميه هاي كوچك تقسيم كرده و بعد از بار گيري دوباره بر روي الاغ یا ماشین، خانه به خانه بين تمامي خانواده ها بخش مي كنند .  با توجه به كثرت جمعيت در حال حاضر ، اگر مقدار گوشت قرباني ، نياز مورد نظر را تأمين نكرد ، جهت جبران اين امر اهالي گاو كوچكي را نيز بدون انجام مراسم قبلي ذبح كرده و تنها به خاطر جبران كمبود گوشت همزمان با گوشت قرباني تحويل خانواده ها مي دهند.

 اين مراسم تقريباً ظهر همان روز به اتمام مي رسد . جالب توجه اينجاست كه شب همان روز كليه خانواده هاي روستاي اسفنجان همه براي شام خود از همان گوشت اهدائي غذاي لذيذي بنام   « كوفته » ( كوفته تبريزي ) درست مي كنند و حتي اين سهميه به اسفنجاني هاي مقيم تبريز و ساير نقاط نيز فرستاده مي شود .

در اينجا به خوبي نمايان مي گردد كه بنيانگذاران و معتقدان به اين آئين با به وجود آوردن اين مراسم شايد خواسته اند كه در روزگاران گذشته كه تاريخ آن معلوم نيست ، فاصله طبقاتي را اگر كه يك شب يا يك روز هم شده از ميان بردارند . بطوري كه همه از فقير و غني همراه با اعضاي خانواده خود از يك غذاي يكسان برخوردار باشند و اين شايد به خاطر فقرائي بوده كه در طول سال شايد يك نوبت از گوشت نمي توانستند استفاده كنند !

اما در مورد فلسفه ذبح و يا قرباني « گاو نر » بايد يك كمي به اوراق تاريخ كهن بر گرديم .

در عقايد باورداران مهر پرستي ( ميترا ) (واژه ميترا در « گاثاها » قديمي ترين بخش « اوستا » به مفهوم « پيوند و پيمان » آمده است )  ريخته شدن خون « گاو » بر زمين موجب خير و بركت شده و به صورت جوانه هاي نو رسته گندم ظاهر مي شود .

آئين مهر پرستي در دوران پيش از پيدايش كيش زردشتي و احياناً در پيش از مهاجرت قبايل هند و آريائي به ايران ريشه دارد . نام اين ايزد در اوستا و سنگ نوشته هاي هخامنشي « ميثر » Mithra ، در سانسكريت « متره » Mitra و در پهلوي « ميتر » Mitr و در فارسي « مهر » Mehr  آمده است .

(دياكونوف – تاريخ ماد ، ترجمة كريم كشاورز )

به عقيده پيروان « ميترا » خداي « مهر » ( خورشيد ) روزي بصورت آدمي در غار كوهي در صحرائي صما ظهور كرده و شباناني كه در آن ناحيه به چرانيدن گوسفند مشغول بودند به او ايمان آوردند . پس از آن از او معجزات و كرامات زيادي ظاهر گرديد، از جمله « گاوي نر » را به قتل رسانيده و خون او را بر روي زمين افشاند . هر جا كه قطره اي از خون او ( گاو ) فشانده مي شد زمين سرسبزي و باروري پيدا مي نمود . پس از سالها كه « ميترا » در روي زمين منشاء آثار بزرگ گرديد به آسمان صعود كرد و در عداد موجودات جاويدي در آسمانها قرار گرفت . اما روان او همواره براي ياري و دستگيري بندگان خود در زمين آماده است .

چون ابتداي ظهور ميترا در غاري از كوه بود از اينرو از آن پس پيروان ميترا معبدها براي خود در مغاره هاي كوهها يا خود كوهها و يا در دل دخمه ها بر پا كرده و در آنجا به مراسم عبادت او قيام مي كرده اند .

اما داستان « اسفنجان يئلي » ( باد اسفنجان ) يا « قوربان كسمه » ( ذبح قرباني ) خود حكايت و ماجرائي است شنيدني و جالب از دیدگاه اهالی اسفنجان!

اكثر اهالي بر اين باورند كه روزي چند سرباز لشكر اسلام در جريان حمله به آذربايجان در يكي از   دامنه هاي سهند ( روستاي اسفنجان ) به علت جراحت از بقيه نيروهاي خود عقب مي مانند ، دختري كه هر روز گله گوسفند و یا بز خودشان را جهت چرا به تپه هاي اطراف روستا مي برد از وضع اين چند نفر سرباز آگاه شده و در اثر گفت و شنود سخنان آنان ، دين اسلام را قبول مي كند و به دنباله همين ماجرا او هر روز شير چند گوسفند يا بز را دوشيده و جهت درمان و تغذيه به آنان مي دهد . ولي برادران دختر از چگونگي ماجرا سر در آورده و خواهر خود را متهم به خيانت كرده و تصميم مي گيرند كه هر طوري شده او را از بين برده و به قتل برسانند !

بدين ترتيب خواهر از قصد برادران خود آگاه شده و سر به كوه مي گذارد و آنان جهت قتل خواهر خود به تعقيب آن مي پردازند تا اينكه در غروب آفتاب نزديك به تاريكي هوا ، خواهر خود را به تنگنا مي اندازند و در صدد كشتن او بر مي آيند ! ولي در اين هنگام دختر به خدا توسل نموده و از خداوند مي خواهد كه او را به زمين فرو كند تا اين ننگ را نبيند ! و اين چنين دعاي دختر از طرف خداوند مورد قبول واقع مي گردد . اما برادران در آخرين فرصت گيسوان او را گرفته تلاش مي كنند او را از دل زمين بيرون آورند ولي هر چه تلاش مي كنند نتيجه اي بدست نمي آيد، تا اينكه تصميم مي گيرند بعنوان علامت اطراف گيسوهاي خواهر خود را سنگ چين كرده و در روشنائي صبح فردا تصميم خود را عملي سازند !

صبح فردا هنگام بازگشت به محل سنگ چين شده مراجعت كرده ولي با تعجب مشاهده مي كنند كه تمامي اطراف تپه پر از سنگ چين و علامت گذاري شده است و عاقبت بدون نتيجه به روستا باز مي گردند !

فرداي آنروز طوفان عجيبي سراسر روستا را فرا مي گيرد و باعث خسارات و مرگ و مير زياد مي گردد و اين توفان مثل بلائي بر سر اهالي نازل گشته تا آنجائي كه كوچكترين اثري از كاسته شدن شدد آن به چشم نمي خورد .

شب كس يا كساني از اهالي يا از همان خانواده در خواب مي بنند كه همان دختر به خواب آنان آمده و از رفتار برادران خود و از اهالي روستا گلايه مي كند ، و سفارش مي كند كه اگر مي خواهيد اين بلا و مصيبت از روستاي اسفنجان دور شود بايد همه ساله 36 روز از بهار گذشته در همين محل پنهان من يك گاو نر را قرباني كرده و گوشت آن را بين مردم تقسيم كنيد . و بدين طريق بلاي توفان فوري قطع مي گردد و اگر يك سالي از قرباني كردن دست بكشيد باز همان مصيبت گريبانگير اهالي روستا خواهد شد .

توضيح اينكه اهالي اسم دختر را « گوور قيزي » ( دختر گوور ) مي نامند . در رابطه با اين واژه قبلاً در  قسمت مراسم سنگ اندازي سلطان داغي شرح داده شده است . 

نهایت اهالی اسفنجان به خاطر همین عقاید و باور، همه ساله بعد از سپری شدن 36 روز از سال جدید ، در اولین پنجشنبه چنین مراسمی را به جای می آورند.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آمار بازدیدکنندگان سایت

797977
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
55
777
2347
790323
19020
19776
797977

آی‌پی شما: 54.166.136.90
امروز: سه شنبه، 03 مرداد 1396 - ساعت: 13:05:42

تبلیغات (2)

تالار گفتمان آذر فروم

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

پیوندها

درباره ما

وبسایت رسمی اسکو باخیش از سال 92 به نقد و بررسی در زمینه مطالب فرهنگی ، هنری ، تاریخ و ادبیات شروع به فعالیت کرده است.

مهدی عارفی (ایشیق) :

محقق - نویسنده - شاعر

سخنان بزرگان

امام على سلام الله علیه :
مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ؛

هر كس خوش اخلاق باشد، زندگى‏اش پاكيزه و گوارا مى‏گردد.