اسكو و محال ويـدهر

اسکو یا ویدهر ؟!

در سوابق و تاريخ اسكو در بعضي از اسناد املاك به كلمه  "ويدهر"  ( منطقه اي كه آبي از وسط آن جاري و اطرافش سرسبز باشد ) بر ميخوريم  و بودن اين كلمه در اوراق املاك در گذشته، عده اي را به اين باور وا ميدارد كه روزگاري نام اسكو ، ويدهر بوده است .شايد در آن زمانها كساني كوشيده اند كه نام اين منطقه را از اسكو به ويدهر تغيير نام دهند ،هچنانكه قبل از  (17/4/1376 )اعلام فرمانداري يا هنگام تبديل بخش به شهرستان اين سياست در كار بود ولي خوشبختانه اين افكار غلط عملي نگرديد.شايد در آن زمان نيز عده اي دولت مرد مصمم به بكارگيري كلمه ويدهر در اسناد و اوراق دولتي بوده و اين كلمه را ثبت و ضبط مي كردند .

ولي گذشته از اينها، بهتر است جهت روشن شدن موضوع نگاهي داشته باشيم بر اسناد تاريخ گذشته از كتاب  "منتخب الخصال"  نوشته حجت الاسلام مير محمد علي عماد الاسلام اسكويي كه طي احكام جداگانه نوشته شده  توسط برخي از علماءمذهبي و حكام وقت  به اجداد ايشان،( شرح حال ايشان در قسمت علما و ادباي اسكو خواهد آمد ) اسكو و محال ويدهر مشخص و معلوم ميگردد .خود ايشان در معرفي جد سوم خويش يعني  "حاج ميرزين العابدين  عمادالاسلام چنين مينويسد : «ايشان در سال 1150 قمري در مسجد جامع علياي( بازار) اسكو صاحب محراب و منبر و در اسكو  و  " محال ويدهر كه عبارت از خسروشاه و توابع آن باشد " به امورات و اجراي احكام ديني و عقد و ازدواج ميپرداخته است .در اين نوشته بطور آشكار از اسكو و محال ويدهر بعنوان دو منطقه جدا از هم نام برده شده است و در مورد محال ويدهر شرح كافي داده شده است. همچنين در اسناد به جاي مانده از زمان سلطنت آقا محمد خان قاجار و طبق رو نوشت فرمان " شاهزاده عباس ميرزا نايب السلطنه و وليعهد فتحعلي شاه قاجار در 21 رجب سال 1214 و رونوشت منشور "جعفر قلي خان والي آذربايجان" در سال 1207 ق و ساير علماي مذهبي از دو منطقه به نام" اسكو و محال ويدهر" نام برده شده است . همچنين مرحوم غلام حسين حقاني نيز در تاريخچه فرهنگ اسكو مينويسد : " اطراف اسكو محال ويدهر"  ناميده ميشود". لذا  " ويدهر"  نميتوانسته است همان  " اسكو"  باشد . باز طبق اسناد و مدارك موجود آن زمان  ( از زمان قاجاريه) ،فعاليت هايي كه از طرف علماء هر دو منطقه يعني " اسكو و محال ويدهر" ( خسروشاه و توابع آن ) با شدت تمام بر عليه يكديگر صورت ميگيرد باعث كاشته شدن بذر نفاق و تفرقه در آن زمان ميشود كه متأسفانه گذشت زمان نيز نتوانسته است غبار اين عفريت پير اختلاف را از دل مردم دو منطقه بذدايد. در اين مورد از ميان احكام صادره از مقامات دولتي و علماي مذهبي كه در تائيد قابليت و امامت و ديانت ميرزين العابدين عماد الاسلام اسكويي و عدم استعداد و قابليت "ملا علي خسروشاهي" ميباشد كه باعث اختلاف ميان مردم زحمتكش دو منطقه گرديده كه تعداد اين اسناد زياد است .لذا جهت روشن شدن موضوع تنها اكتفا ميكنيم به :

رونوشت فرمان شاهزاده عباس ميرزا، وليعهد فتحعلي شاه قاجار : ( عين متن دست نويس فرمان)  

"حكم ( محل مهر ) والا شد آنكه بنابر ظهور قابليت و استعداد عاليجناب قدسي القاب حاجي ميرزين العابدين اسكوئي و نظر بتصديق فضلاء و اعيان دارالسلطنه تبريز از ابتداء هذالسنه لوي ئيل خيرت دليل منصب قضاوت قصبه " اسكو و محال ويدهر "{ خسروشاه} را بعاليجناب مشاراليه مفوض و مرجوع نموديم كه چنانچه شايد و بايد از راه راستي و درستي موافق طريقه شريعت غرا و ملت بيضا بلوازم شغل مزبور قيام نموده و در ارشاد عباد بطريق حق و جاده مستقيم شرع مطهر و ترغيب بلوازم امر بمعروف و نهي از منكر و رفع خلاف شرع و اصلاح بين الناس مساعي جميله بظهور برساند عاليجنابان كدخدايان و رعاياي قصبه " اسكو و محال ويدهر "شغل مزبور را مختص عاليجناب مشاراليه دانند و رتق و فتق امور شرعيه و مهام مليه دينيه از ايقاع عقود و مناكجات و تحرير صكوك و سجلات و قطع و فصل دعاوي و اصلاح ذات البين رجوع بعاليجناب سابق الذكر نموده و حكم و مهر او را مناط اعتبار دانند و احدي از ملايان جزوء از قبيل  " ملا علي "( خسروشاهي) و غيره تصرف در امور مزبوره ننمايد و توليت مسجد جامع اسكو ( بازار ) را نسلاً بعد نسل بعاليجناب مشاراليه متعلق دانند و عاليجناب مشاراليه را در شغل مزبور منفرد دانسته بدون شركت احدي بمراسم امر مذكور اقدام نمايند برسايرين قدغن لازم دانسته در عهده شناسند  21 رجب المرجب  1214 .

 

 از مطالب و احكام اشاره شده در بالا چنين نتيجه گرفته ميشود، كه در آن زمان فعاليتها و رفت و آمدهاي زيادي از طرف علماي اسكو به دربار قاجاريه صورت ميگرفته است ،كه در نهايت منجر به صدور احكام مذهبي و فرامين دولتي از طرف علماي مذهبي و دولتمردان حكومت وقت قاجاريه گرديده است . در اين ميان اعتقادات مذهبي "شيخيه "دربار قاجاريه ، از جمله فتحعلي شاه قاجـــار و عباس ميرزاي نائب السلطنه نقش عمده اي در اين رابطه داشته است .( در قسمت شيخيه و شيخيگري مفصلا" در مورد شيخيه صحبت خواهد شد )  وهچنين ميتوان به احكامي كه از سوي بعضي از علماي مذهبي از جمله " آخوند ملا محمد باقر اسكوئي كه از كربلا به زين العابدين عماد الاسلام اسكوئي صادر گرديده ميتوان اشاره نمود ، كه در اين ميان مسئله اختلاف و برتري جوئي مناطق اسكو و خسروشاه بر عليه يكديگر، يكي از معضلات مردم آن دوران بوده كه متأسفانه آثار آن تا بدين روز نيز مشهود بوده و اثرات مخرب آن حالا نيز بخوبي احساس ميشود!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آمار بازدیدکنندگان سایت

844956
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
108
1328
108
839297
18856
23360
844956

آی‌پی شما: 54.156.67.164
امروز: یکشنبه، 02 مهر 1396 - ساعت: 04:07:48

تبلیغات (2)

تالار گفتمان آذر فروم

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

پیوندها

درباره ما

وبسایت رسمی اسکو باخیش از سال 92 به نقد و بررسی در زمینه مطالب فرهنگی ، هنری ، تاریخ و ادبیات شروع به فعالیت کرده است.

مهدی عارفی (ایشیق) :

محقق - نویسنده - شاعر

سخنان بزرگان

امام على سلام الله علیه :
مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ؛

هر كس خوش اخلاق باشد، زندگى‏اش پاكيزه و گوارا مى‏گردد.