تاریخ اسکو و وجه تسمیه آن

 

اولين ماخذ يا منابعي كه ميتوان نشاني از نام اسكو در آنها ديد بترتيب مي توان به كتيبه هاي: شامسي آداد ( بعنوان اولين مأخذ ) - آرگيشتي اول ( بعنوان دومين مأخذ ) و سارگون دوم ( بعنوان سومين مأخذ ) اشاره نمود:

"شمسي اداد"يا "شامسي آداد" (احتمالا" هفتم كه از سال 811 تا 824 سال قبل از ميلاد در آشور سلطنت كرده است)در لشكر كشي به جنوب درياچه اروميه از قلعه هاي سه كوه آويزان از آسمان  نام برده و سارگون دوم يك قرن بعد در همين اراضي از محلي به نام  « اوشكايا » (اوش قايا= سه صخره)نام برده است. دياكونوف حدس زده است كه  اوشكايا همان اسكوي كنوني باشد كه در دامنه غربي كوه سهند قرار گرفته است.( رحيم رئيس نيا - آذربايجان در سير تاريخ ايران جلد 2به نقل ازتاريخ ماد دياكونوف).

 

 مي توان نتيجه گرفت كه قلعه اوشكايا قبل از زمان ساردوري دوم يعني پيش از آرگيشتي اول نيز پا بر جا بوده است. اگر زمان شكل گيري آن را به دوران ساردوري اول  حتي به حدس و گمان به زمان « آرمه »( 844-880 قبل از ميلاد) كه شاه اورارتو بود نسبت بدهيم چندان گزافه گويي نكرده ايم.

آرمه بنيانگذار شاهنشاهي اورارتو بود كه با آشور ناسيراپال دوم ( 884-859 قبل از ميلاد) هم عصر بوده و با آن به جنگ و نبرد پرداخته است.لشكركشي هاي آشور ناسيراپال دوم از ديگر تجاوزات جدي تر بود كه در سال 881 قبل از ميلاد به سرزمين ماننا و اورارتو صورت مي گرفت!

 

وجه تسمیۀ اسکو

مقايسه يك عنصر نحوي در دستور زبان

كلمه « اوش = اوچ » در زبان تركي به معناي سه و همچنين كلمه  « كايا = قايا » به معناي تخته سنگ يا صخره بزرگ 1500 -2000 سال پيش از ميلاد در زبان آن روزگار آذربايجان و مردمي كه بر روي اين خطه از خاك زندگي مي كردند بكار رفته است. در بعضي از شاخه هاي زبان تركي به جاي حرف  « ق » از حرف  « ك» ضخیم استفاده مي شود مثل زبان امروز مردم آناطولی ( تركيه) .به عنوان مثال ميتوان لهجه محله « خسرق اسكو » رادر اين مورد مثال آورد : در گویش مردم خسرق در تمامي كلمات به جاي حرف « خ » از حرف  « ح » استفاده مي گردد. يا در خود اسكو به  جاي حرف  « ج »  ا ز حرف « گ » و به جاي حرف  « چ » از حرف « ك » ملایم  استفاده مي گردد . در آن زمان كلمه اوشكايا = اوشقايا از طرف همان مردم بر نام كوه يا قلعه اي كه سه تپه داشته و احتمالاً در شمال شرقي اسكو كنوني قرار داشت اطلاق مي شد و بعدها منطقه اسكو همين نام را به خود مي گيرد. بودن تركيب اوشكايا در زبان ماننائي، نزديكي زبان امروز آذربايجان با مردم آن روز ماننا را از نظر تركيب صدا به خوبي نشان مي دهد به خاطر همين وحدت نحوي ميان دو زبان به طور آشكار به چشم مي خورد و همچنين  اين دو كلمه يكي  « عدد « و دومي « اسم » در دستور زبان امروز مردم آذربايجان به وضوح مشاهده مي گردد مثل: يئددي قارداش (هفت برادران)- بئش بارماق (پنج انگشت) مثل كلمه ماننايي ويشديش ، بئش ديش يعني بئش ديش داغ ( پنج دندانه )و مي توان مقايسه كرد با بئش بارماق داغ، يعني كوه پنج دندانه يا پنج تپه - قيرخ بولاق (چهل چشمه)- آلتي بوجاق (شش گوشه) - اوچ تپه ( سه تپه ) و ساير…

اسكو را بعضي از نويسندگان همچون حسن بيگ روم لو در كتاب « احسن التواريخ » و يا عبدالعلي كارنگ در « آثار باستاني آذربايجان » به نقل از ديگر نويسندگان « اسكويه يا اوسكويه » ذكركرده اند .

اگر بخواهيم باز اين كلمه را از نظر دستور زبان تركي آذربايجاني بررسي كنيم بايد گفت : اسكويه كلمه اي است مركب كه از دو كلمه « ا س = اوس = اوست » به معناي   بالا  كه  «  ت » كلمه اوست در موقع تلفظ در زبان شفاهي مردم حذف گردیده و تبديل به  « اوس » مي گردد و در نوشتار فارسي « واو » كلمه نوشته نمي شود، لذا از كلمه مستقل « اوست  » تنها حرف هاي « ا س » باقي مي ماند!- اما در مورد قسمت دوم كلمه بايد گفت : « كؤي » يعني آبادي . كه كوي و كوچه از همان  كلمه مي باشند.  پسوند  « چه » در قوائد زبان تركي نقش كوچك نمايي جا و مكان و اشياء و حالت را دارد .مثل : كوچه يعني كوي كوچك، درياچه يعني درياي كوچك ، بئلچه يعني بيل كوچك ، بازيچه يعني بازي كوچك و غيره …و آخرين حرف كلمه « كؤي » يعني « ه  » چسبان آخر ، در دستور زبان آذربايجان نقش « يؤنلوك » يعني سمت و سو ، مسير و جهت يك چيز را مشخص مي كند. پس «  اسكويه » يا  « اوسكويه »  يعني  اشاره اي است به  « آبادي بالا »

 

       "اســـــــكو و مـحـال ويـــدهـر"

در سوابق تاريخ اسكو در بعضي از اسناد املاك به كلمه  "ويدهر"  ( منطقه اي كه آبي از وسط آن جاري و اطرافش سرسبز باشد ) بر ميخوريم  و بودن اين كلمه در اوراق املاك در گذشته، عده اي را به اين باور وا ميدارد كه روزگاري نام اسكو ، ويدهر بوده است .شايد در آن زمانها كساني كوشيده اند كه نام اين منطقه را از اسكو به ويدهر تغيير نام دهند ،هچنانكه قبل از  (17/4/1376 )اعلام فرمانداري يا هنگام تبديل بخش به شهرستان اين سياست در كار بود ولي خوشبختانه اين افكار غلط عملي نگرديد.شايد در آن زمان نيز عده اي دولت مرد مصمم به بكارگيري كلمه ويدهر در اسناد و اوراق دولتي بوده و اين كلمه را ثبت و ضبط مي كردند .

ولي گذشته از اينها، بهتر است جهت روشن شدن موضوع نگاهي داشته باشيم بر اسناد تاريخ گذشته از كتاب  "منتخب الخصال"  نوشته حجت الاسلام مير محمد علي عماد الاسلام اسكويي كه طي احكام جداگانه نوشته شده  توسط برخي از علماءمذهبي و حكام وقت  به اجداد ايشان،( شرح حال ايشان در قسمت علما و ادباي اسكو خواهد آمد ) اسكو و محال ويدهر مشخص و معلوم ميگردد .خود ايشان در معرفي جد سوم خويش يعني  "حاج ميرزين العابدين  عمادالاسلام چنين مينويسد : ايشان در سال 1150 قمري در مسجد جامع علياي( بازار) اسكو صاحب محراب و منبر و در  اسكو و  " محال ويدهر كه عبارت از خسروشاه و توابع آن باشد " به امورات و اجراي احكام ديني و عقد و ازدواج ميپرداخته است .در اين نوشته بطور آشكار از اسكو و محال ويدهر بعنوان دو منطقه جدا از هم نام برده شده است و در مورد محال ويدهر شرح كافي داده شده است.همچنين در اسناد به جاي مانده از زمان سلطنت آقا محمد خان قاجار و طبق رو نوشت فرمان " شاهزاده عباس ميرزا نايب السلطنه و وليعهد فتحعلي شاه قاجار در 21 رجب سال 1214 و رونوشت منشور "جعفر قلي خان والي آذربايجان" در سال 1207 ق و ساير علماي مذهبي از دو منطقه به نام" اسكو و محال ويدهر" نام برده شده است . همچنين مرحوم غلام حسين حقاني نيز در تاريخچه فرهنگ اسكومينويسد : " اطراف اسكو محال ويدهر"  ناميده ميشود". لذا  " ويدهر"  نميتوانسته است همان  " اسكو"  باشد . باز طبق اسناد و مدارك موجود آن زمان  ( از زمان قاجاريه) ،فعاليت هايي كه از طرف علماء هر دو منطقه يعني " اسكو و محال ويدهر" ( خسروشاه و توابع آن ) با شدت تمام بر عليه يكديگر صورت ميگرفت باعث كاشته شدن بذر نفاق و تفرقه در آن زمان ميشود كه متأسفانه گذشت زمان نيز نتوانسته است غبار اين عفريت پير اختلاف را از دل مردم دو منطقه بذدايد.در اين مورد از ميان احكام صادره از مقامات دولتي و علماي مذهبي كه در تائيد قابليت و امامت و ديانت ميرزين العابدين عماد الاسلام اسكويي وعدم استعداد و قابليت "ملا علي خسروشاهي" ميباشد كه باعث اختلاف ميان مردم زحمتكش دو منطقه گرديده كه تعداد اين اسناد زياد است .لذا جهت روشن شدن موضوع تنها اكتفا ميكنيم به :

رونوشت فرمان شاهزاده عباس ميرزا، وليعهد فتحعلي شاه قاجار : ( عين متن دست نويس فرمان)  

"حكم ( محل مهر ) والا شد آنكه بنابر ظهور قابليت و استعداد عاليجناب قدسي القاب حاجي ميرزين العابدين اسكوئي و نظر بتصديق فضلاء و اعيان دارالسلطنه تبريز از ابتداء هذالسنه لوي ئيل خيرت دليل منصب قضاوت قصبه " اسكو و محال ويدهر "( خسروشاه) را بعا ليجناب مشاراليه مفوض و مرجوع نموديم كه چنانچه شايد و بايد از راه راستي و درستي موافق طريقه شريعت غراو ملت بيضا بلوازم شغل مزبور قيام نموده و در ارشاد عباد بطريق حق و جاده مستقيم شرع مطهر و ترغيب بلوازم امر بمعروف و نهي از منكر و رفع خلاف شرع و اصلاح بين الناس مساعي جميله بظهور برساند عاليجنابان كدخدايان و رعاياي قصبه " اسكو و محال ويدهر "شغل مزبور را مختص عاليجناب مشاراليه دانند و رتق و فتق امور شرعيه و مهام مليه دينيه از ايقاع عقود و مناكجات و تحرير صكوك و سجلات و قطع و فصل دعاوي و اصلاح ذات البين رجوع بعاليجناب سابق الذكر نموده و حكم و مهر او را مناط اعتبار دانند و احدي از ملايان جزوء از قبيل  " ملا علي "( خسروشاهي) و غيره تصرف در امور مزبوره ننمايد و توليت مسجد جامع اسكو ( بازار ) را نسلا" بعد نسل بعاليجناب مشاراليه متعلق دانند و عاليجناب مشاراليه را در شغل مزبور منفرد دانسته بدون شركت احدي بمراسم امر مذكور اقدام نمايند برسايرين قدغن لازم دانسته در عهده شناسند  21 رجب المرجب  1214 .

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آمار بازدیدکنندگان سایت

846320
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
355
795
1472
839297
20220
23360
846320

آی‌پی شما: 54.156.58.187
امروز: سه شنبه، 04 مهر 1396 - ساعت: 23:07:20

تبلیغات (2)

تالار گفتمان آذر فروم

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

پیوندها

درباره ما

وبسایت رسمی اسکو باخیش از سال 92 به نقد و بررسی در زمینه مطالب فرهنگی ، هنری ، تاریخ و ادبیات شروع به فعالیت کرده است.

مهدی عارفی (ایشیق) :

محقق - نویسنده - شاعر

سخنان بزرگان

امام على سلام الله علیه :
مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ؛

هر كس خوش اخلاق باشد، زندگى‏اش پاكيزه و گوارا مى‏گردد.