نقد کتاب دوم تاریخ« حمید رضا مقیمی اسکوئی»( قسمت 1 )

نقد کتاب دوم  : قسمت ( 1 )

توضیح اینکه : تمامی جملات فونت سیاه بدون کم و کاست از کتاب آقای مقیمی می‌باشد.

 « اسکو زیبای خفته در دامنه سهند تا ساحل دریاچه ارومیه - با تاکید بر جاذبه های گردشگری کندوان »

در رابطه با نامگذاری کتاب بدین مشخصات باید گفت : چاپ اول کتاب با نام :« اسکو از ساحل دریاچه ارومیه تا قله سهند - با تاکید بر جاذبه های توریستی کندوان » انتخاب شده است .

در مورد جمله بندی نام کتاب، اگر کمی دقت شود، ترکیب اشتباه :  « اسکو زیبای خفته در دامنۀ سهند تا ساحل دریاچۀ ارومیه » به خوبی آشکار می گردد . در حقیقت مثل این است که، بگوییم :

حسن در دامنۀ سهند خوابیده تا ارومیه !

ولی در رابطه با مشخصات کتاب، زمانی که خواننده در اولین نگاه، نظرش متوجه اصطلاح « اسکو زیبای خفته » می شود، بدون هیچ تردیدی افکارش یادآور قصۀ مشهور « زیبای خفته » از نوع داستانهای کودکان می شود. ( این داستان به صورت فیلم کارتن نیز تهیه شده است ) لازم به ذکر است که ، کتاب  « زیبای خفته » در اصل به زبان انگلیسی بوده که توسط « شقایق دادجو » ترجمه و با تصاویری از « اسداله ایمن علی نائینی ، توسط « انتشارات دادجو » به عنوان داستانهای عامه کودکان برای چندمین بار منتشر گردیده است.

لذا انتخاب چنین نام کودکانه ای به عنوان مشخصۀ کتابی بنام « اسکو زیبای خفته » برازندۀ جامعۀ فرهنگی اسکو نبوده و دور از شأن و آوازۀ پیشینۀ درخشان این منطقه می باشد.

کتاب فوق دارای شش مقدمه می باشد ! پنج مقدمه از خود نویسنده  ( یکی بدون نام بعنوان تشکر نامه ) و یک مقدمه از  مهندس یونس فاتح فرماندار وقت شهرستان اسکو !

کسی که به مطالعه این مقدمه ها می پردازد، سؤالی در ذهنش ایجاد  می گردد که، نویسنده با این پنج مقدمه واقعاً می خواهد چه چیزی را بیان کند؟ حال نام یکی پیشگفتار ، یا اسم دیگری مقدمه و یا مطالبی در معرفی خود باشد ، فرق نمی کند . راستی چنین شیوه ای نوع آوری محسوب می گردد؟ یا روشی است برای پر بهاء جلوه دادن مطالب کتاب یا بیانگر بی تجربگی نویسنده در مسائل مربوط به تهیه و نشر کتبی از این دست می باشد!.

نویسندۀ محترم در صفحه اول یا در حقیقت در مقدمه نخست بعنوان شخص دوم، مثل اینکه یک نفر دیگر برای ایشان مقدمه نوشته، شروع به معرفی خود می نماید .

در این قسمت ایشان از یاد برده اند که مطالب از طرف  شخص دوم به غیر خودشان اظهار شده  ولی در پایان، خود معترف می گردند که  شخص دومی در کار نبوده بلکه نویسنده مطالب، خود ایشان هستند . چون در پایان، امضاء یا نام شخص دیگری به چشم نمی خورد ! نویسنده در سطور پایانی از طرف شخص دوم اظهار می کند:

 « ... حمید رضا مقیمی یکی از علاقمندان به مطالعات ایرانشناسی و از عاشقان به فلسفه اشراق و عرفان و تصوف می باشند »

اما به علت فراموشی و عدم آشنائی به آئین نگارش، بلافاصله در ادامه، در سطر پایانی از طرف خود چنین بیان می کند:

« لذا از خوانندگان و پژوهشگران محترم تقاضا دارم در صورت ملاحظه هر گونه لغزشی در نگارش مؤلف را مورد عفو قرار دهند »

علت این کار ، باز  بدون بررسی، کپی نمودن از مطالب اولین صفحه داخل جلد چاپ اول است که توسط شورای اسلامی و شهرداری اسکو به عنوان معرفی نویسنده کتاب ذکر گردیده است .

ای کاش نویسندۀ محترم دچار کثرت تعدد نوشتاری در این مورد نمی شد و تنها به یک مقدمه یا پیشگفتار از خود و به مقدمه ای از یکی از صاحب نظران مسائل تاریخی بسنده می نمود.

در قسمت « پیشگفتار مؤلف » چنین نقل قول شده است :

« ... پس از چندین ماه تلاش و کوشش شبانه روزی در جمع آوری ، بررسی و تحلیل و تدوین کتاب، بالاخره در سایه عنایت و توجهات خداوند دانا این توفیق به دست آمد و آنچه پیش روی شماست ماحصل این مطالعات و تحقیقات است . »

همچنان که قبلاً نیز اشاره شد، کتاب فوق فاقد هرگونه تجزیه و تحلیل لازم بوده و نه تنها تمامی مطالب کپی اسناد و مدارک ادارت و سازمانها و سایر اشخاص می باشد ، بلکه جای تأسف اینجاست که این مدارک نیز در اکثر مواقع بدون تحقیق و بررسی و بدون علم و آگاهی نویسندۀ محترم ، به صورت اشتباهات فاحش به چاپ رسیده ، که هر کدام در جای خود مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت .

موضوع تعجب بر انگیز دیگر اینکه، نویسندۀ محترم اقرار می نمایند ، مطالب کتاب فوق در عرض چند ماه جمع آوری و به چاپ رسیده است ! در اینجا باید به ایشان تبریک و احسن گفت، چرا که جمع آوری و آماده سازی چنین کتابی  از این قشر  برای چاپ ،لااقل احتیاج به سی چهل سال زمان کافی نیاز دارد !!

از آنجائی که نویسندۀ محترم در جمع آوری و چاپ کتاب فوق تعجیل نموده و علاقه و عجله زیادی برای انتشار آن داشته، فراموش نموده است که، آمار و اطلاعات ایشان بر اساس نقشه ها و نمودارهای اداری ارائه شده ای است که بر اساس سرشماری سالهای 80 یا 85  به عمل آمده است ! غافل از اینکه همین اطلاعات و آمار بعد از سرشماری ملی آبان ماه سال 1390 فاقد کارآئی بوده و از ارزش چندانی برخوردار نخواهد بود !

موقعیت جغرافیائی، حدود و وسعت شهرستان اسکو

در صفحه 22 زیر تیتر بالا وسعت شهرستان اسکو « 1516،775 کیلومتر مربع » ذکر گردیده است . اما باز نویسنده به علت فراموشی، در صفحه 130 وسعت شهرستان اسکو را « 1762 کیلو متر مربع » مرقوم نموده، حال این اول داستان است !

در صفحه 26 در رابطه با موقعیت اسکو چنین ذکر شده :

 « شهر اسکو، مرکز سیاسی شهرستان می باشد که به خط مستقیم در فاصله 20 کیلومتری جنوب شرقی تبریز واقع شده است .»

همین اطلاعات در صفحه 204 در زیر تیتر « مطالعات شهر شناختی اسکو » چنین نقل شده است :

« شهر اسکو، در جنوب غربی شهر تبریز و در دامنه شمال غربی کوه سهند واقع شده و مرکز سیاسی شهرستان اسکو می باشد »

در مطالب صفحۀ 26 اسکو در جنوب شرقی و در صفحه 204 در جنوب غربی تبریز معرفی شده است !

در رابطه با این موضوع، اگر نویسندۀ محترم در رابطه با اطلاعات داده شده کمی تفحص کرده و دقت نظری بر نقشه آذربایجان شرقی  می داشتند، به خوبی متوجه می شدند که ، اسکو در جنوب غربی و بستان آباد در جنوب شرقی تبریز قرار دارد !

در صفحه 23  در رابطه با چگونگی اهمیت اسکو چنین آمده :

 « نزدیکی اسکو به مرز اتحاد جماهیر شوری سابق ( جمهوری خود مختار نخجوان ) به آن اهمیت خاصی بخشیده است. »

در اینجا چه لزومی داشت که از « مرز اتحاد جماهیر شوری سابق » سخن به میان آورده شود، در حالی که سالیان متمادی است که چنین کشوری وجود خارجی ندارد . همچنین اگر منظور مرزهای قبلی در ترکیب آن اتحاد می باشد، باید بقیه کشورهای هم مرز با ایران که یکی هم جمهوری ارمنستان است، سخن به میان آورده می شد . در غیر این صورت چگونه نام اصلی داخل پرانتز قرار می گیرد و چیزی که وجود خارجی ندارد در اولویت قرار داده می شود؟ ضمناً ای کاش نویسنده، اهمیت خاص نزدیکی اسکو به جمهوری خود مختار نخجوان را بیان می داشتند؛ تا مشخص می شد، که چه چیزِ این جمهوری به اسکو اهمیت خاص بخشیده است .

باز در صفحه 35  ارتفاع کوه « سلطان حسامه » ( 3256 ) و ارتفاع  « سلطان داغی » ( 3350 متر ) ذکر گردیده است . اولاً اینکه نویسندۀ محترم فراموش نموده که کوه سلطان حسامه همان کوه سلطان داغی می باشد ، که هر کدام را با ارتفاعات متفاوت ذکر کرده ، اما اگر باز قبول کنیم که این دو کوه مجزا از هم می باشند.

 باز در صفحه 129 زیر تیتر « سلطان داغی » چنین بیان داشته است:

 « این کوه ( سلطان داغی ) در شمال غربی کوهستان سهند، نزدیک شهر اسکو قرار دارد، با ارتفاع حدود 3410 متر، سومین قله سهند محسوب می شود. »

 در اینجا نیز بخوبی معلوم می گردد که نویسنده هیچگونه بررسی و حتی زحمت اندک مطالعه ای را  به خود نداده، و برای ارتفاع یک قله مشخص سه رقم متفاوت ذکر نموده است !

در باره تاریخ وقوع زلزله بزرگ در  اسکو  در صفحه 66 در بالای عکس سنگنبشه مربوط به زلزله چنین  می خوانیم:

 « سنگ نوشته موجود در یکی از اتاق های مسجد بازار اسکو در مورد زلزله 1052 قمری »

و در قسمتی از ترجمه آن می خوانیم :

« ... برای ساختن و تعمیر این بنای شریف و مبارک بعد از خرابی زلزله بزرگی که دو سال قبل رخ داده بود ... این سنگ نوشته شد در ماه های 152 - 1052 قمری »

در این قسمت اگر بر اساس سنگنبشته که تاریخ آن « فی سنه 152 » را نشان می دهد قبول کنیم ، باز نویسنده عزیز با عنایت به اینکه در ترجمه نیز بخوبی ذکر گردیده که وقوع زلزله دو سال قبل از نوشتن سنگنبشته فوق اتفاق افتاده ولی باز ایشان راه خطاء رفته و تاریخ شنگنبشته را با تاریخ دو سال قبل وقوع زلزله اشتباه متوجه شده و هر دو را در یک زمان بحساب آورده است ! همچنان اشتباه دوم نویسنده در همین مورد، احتساب ماه به جای سنه ( سال ) است ! چون در پایان اشتباهاً مرقوم داشته :

« این سنگ در ماه های 152 - 1052 قمری » نوشته شده است، که باید نوشته می شد:

این سنگ در سنه های 52 - 1052 نوشته شده ، حال از دو سنه یا سال کدامیک؟ ، باز معلوم نیست!

در صفحه 85 در رابطه با موضوع  تیتر « بادهای محلی که در اقلیم اسکو نقشی مهمی ایفا می کنند »  با استفاده از « پایان نامۀ باقر حسینی تبریزی-  1340 دانشکده ادبیات تبریز ، اسکو  »  چنین نقل شده است :

« 1 - باد گجیل : بادی که فاقد یک جهت مشخص است و در تابستان می وزد . این جریان محلی که باد مرند نیز شهرت دارد، تاثیر منفی در باغداری منطقه بر جای می گذارد. »

تا آنجا که بر ما معلوم شده در منطقه اسکو ، بادی بعنوان « باد گجیل » که به باد مرند نیز شهرت داشته باشد، شناخته شده نیست و کسی از وجود چنین بادی با این اسم و رسم خبر ندارد . همچنین باید پرسید به چه علت  چنین بادی در باغداری منطقه در فصل تابستان تاثیر منفی دارد ؟

ضمناً با توجه به تاریخ تأسیس اولین  دانشگاه( پیام نور واحد اسکو) در اسکو در سال 1378 که خود نویسنده هم در صفحه 329 معترف این امر می باشد. حال آقای باقر حسینی چطور در سال 1340 در دانشکده ادبیات تبریز - اسکو تحصیل می کرده اند، جای تعجب دارد!

« 2 - باد سفید  ( آق یل )( صحیح آن آغ یئل می باشد ) : نوعی از بادهای غربی است که از دریاچه ارومیه به سمت کوه های شرقی می وزد و به اسفنجان یلی معروف است . موسوم این جریان مهم از 15 تا 20 اسفند شروع شده و تا اوایل اردیبهشت ماه ادامه می  یابد . در اواخر فروردین بر شدت وزش باد سفید افزوده شده و موجب نابودی شکوفه های درختان می شود و خسارت فراوانی را به باغداران اسکو وارد می کند . »

اولاً نویسنده به علت آشنا نبودن به دستور زبان ترکی آذربایجانی در اکثر موارد در متن کتاب نیز در نوشتن مطالب دچار اشتباه گردیده که این امر بروز غلط های املائی فراوانی را حادث گردیده که در کل ، معنا و مفهوم کلمات بکلی تغییر پیدا نموده اند . بعنوان مثال همین طرز نوشتاری کلمات « آق یل » که شامل همان غلط املائی بوده و باید « آغ یئل » نوشته می شد .

دوم اینکه، این باد در منطقه اسکو نه به عنوان « باد اسفنجان ، بلکه بنام اصلی خود یعنی « آغ یئل ( باد سفید ) معروف است . باد سفید به خاطر وزش ملائم خود نه تنها ضرر و زیان ندارد، بلکه به سبب تاثیر گذاری بر ذوب یخ و جاری شدن آب چشمه ها باعث خوشحالی و خرسندی مردم نیز می گردد . باد اسفنجان بیشتر در بین اهالی روستای اسفنجان شهرت داشته و در خود اسکو نیز شناخته شده و معروف است . این باد در باور مردم روستای اسفنجان از نظر مادی و معنوی جزء بادهای زیان آور و خطرناک می باشد. به خاطر همین، بعد از سپری شدن  36 روز از اول فروردین مراسم قربانی جهت فروکش کردن این نوع باد در اسفنجان برگزار می گردد .

در پاورقی همان صفحه( 85 ) نویسنده چنین اظهار داشته اند :

« بنا به گفته آقای دکتر حسین وحیدی اسطوره شناس و پژوهشگر فرهنگ ایران باستان احتمالاٌ کلمه میلان از مهران گرفته شده است.»

در اینجا باید به نویسندۀ محترم یادآوری نمود، که در مسائل تاریخی و ادبی به خصوص واژه شناسی که یک روش علمی است نباید تنها چشم و گوش به زبان کسی دوخت و آن را بعنوان سند تاریخی قبول کرد!  حال به فرض اینکه « میلان اسکو » را به هیچ دلیلی مشتق از کلمه مهران دانستیم ، واژه « میلان ایتالیا » را چکار کنیم و با چه منطق و احتمالات تعصبی  به مهران ربط دهیم !

در صفحه 98 با عنوان تیتر « منابع آب شهرستان » چنین نقل شده است:

« آب از جمله منابع طبیعی است که در کل کره ی زمین نه تجدید پذیر است و نه تخریب پذیر، ولی در محیط های محدود، مقدار آب قابل استحصال در برداشت تجدید پذیر می باشد . »

 این هم جمله ای است از نوع کارشناسی مخصوص خود که چنین بیان گردیده است ، که نه تجدید می شود و نه تخریب!

در زیر همین جملات چنین بیان شده است :

 « شهرستان اسکو در یک منطقه نیمه خشک قرار گرفته است که از لحاظ منابع آب ، در مضیقه می باشد »

بطوری که ملاحظه می گردد، باز نویسنده دچار فراموشی شده و از یاد برده است که در صفحه 37 بر عکس این موضوع، سخن به میان آورده است :!

 « وجود شرایط مساعد طبیعی از قبیل شیب اندک ( کمتر از 5 در صد ) منابع آب کافی، خاک حاصلخیز، اقلیم نسبتاً معتدل و ... »

ایشان در پاراگراف پیشین اسکو را یک منطقه نیمه خشک و از لحاظ منابع آب آن را در مضیقه معرفی می کند و بر عکس در مطالب بالا اسکو را دارای منابع آب کافی و دارای اقلیم نسبتاً معتدل به حساب آورده که در حقیقت عدم توجه کافی نویسنده در جمع آوری و طبقه بندی غیر اصولی اطلاعات به دست آورده را نشان می دهد .

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آمار بازدیدکنندگان سایت

844956
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
108
1328
108
839297
18856
23360
844956

آی‌پی شما: 54.156.67.164
امروز: یکشنبه، 02 مهر 1396 - ساعت: 04:07:48

تبلیغات (2)

تالار گفتمان آذر فروم

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

پیوندها

درباره ما

وبسایت رسمی اسکو باخیش از سال 92 به نقد و بررسی در زمینه مطالب فرهنگی ، هنری ، تاریخ و ادبیات شروع به فعالیت کرده است.

مهدی عارفی (ایشیق) :

محقق - نویسنده - شاعر

سخنان بزرگان

امام على سلام الله علیه :
مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ؛

هر كس خوش اخلاق باشد، زندگى‏اش پاكيزه و گوارا مى‏گردد.