نقد کتاب تاریخ اسکو(مقیمی)قسمت5 احزاب

تشکیل حزب ایران در اسکو

در صفحه 258  در رابطه با موضوع بالا چنین قید شده است :

« قبل از 28 مرداد سال 1332 فعالیت های سیاسی در این شهر به طرفداری از حقوق از دست رفته ملت آغاز گردیده و به خاطر نجات کشور، حزب ایران، در اسکو تشکیل یافته و اعضای این حزب آماده فداکاری در راه وحدت ملی میهن خویش گردیده اند.»

در اینجا، وقتی خواننده مطالب بالا را مورد مطالعه قرار می دهد، خیال

----------------------------------------------

* خوانندگان عزیز در این رابطه می توانند به مقالۀ « سایۀ ظلمت در روستای کهنموی اسکو » نوشتۀ: اینجانب و اصغر زارعی کهنموعی، روزنامۀ مهدی آزادی، پنجشنبه 3 آبان ماه 1380- سال پنجاه و دوم- شمارۀ مسلسل 3239 - شمارۀ 2510 صفحۀ 6 مراجعه نمایند.

می کند که « حزب ایران » جهت نجات کشور برای اولین بار در اسکو تشکیل و شروع به فعالیت نموده است . حال بهتر است در این مورد اطلاعات دقیقی جهت روشن شدن موضوع بیان گردد .

« حزب ایران ابتدا فعالیت خود را پس از سال های بعد از شهریور  1320( در تهران ) آغاز کرده بود. ابتدا اعضای آن را قشری از روشنفکران، دانشگاهیان، مهندسان تشکیل می دادند که سرشناس ترین رهبران آن، مهندس غلامعلی فریور، کاظم حسیبی، مهندس علیقلی بیانی بودند .

این حزب بعداً با احزاب ملی دیگر از جمله، حزب میهن به رهبری دکتر کریم سنجابی ائتلاف کرد که اللهیار صالح و طرفداران او نیز بدان پیوستند. ولی این حزب در سال 1324 در زمان تشکیل حزب دمکرات آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه وری با این حزب و حزب تودۀ ایران نیز ائتلاف کرد، که در نتیجه این کار، جمعی از زبده ترین و فعال ترین اعضای حزب از آن کناره گیری و به اصطلاح انشعاب پیدا کرده و بطور جداگانه، حزب دیگری بنام « حزب وحدت ایران » را تشکیل دادند که معروفترین رهبران آن ارسلان خلعت بری ، دکتر شمس الدین جزایری، سید حسن زعیم، هادی اشتراک، حسن نزیه، دکتر میمندی نژاد و ... بودند.*

اما علت و چگونگی تشکیل « حزب ایران » در اسکو :                                                                              

از آنجائی که نویسندۀ محترم خواسته یا ناخواسته اشاره ای به مؤسسین این حزب در اسکو نکرده است، ما نیز با هویت شخصی آنان کاری نداشته، تنها به موضوع اصلی، یعنی به چگونگی ایجاد این حزب در اسکو می پردازیم .

در اسکوی آن روزی رقابت دو قشر ناهمگون که هر کدام ادعای حفظ مصالح ملت را داشتند، منجر به عدوات و دشمنی گشته هر کدام با به دل گرفتن کینه دیگری خود را ناخدای کشتی طوفان زدۀ اسکو  پنداشته، سعی می کردند مردم را با خود هم رأی کنند . به همین خاطر چون بازار تشکیل احزاب داغ و میدان سیاست باز بود،  نمایندگان هر یک از این اقشار تلاش می کردند، امتیاز یکی از احزاب وابسطه به مرکز( تهران )را که در تبریز دارای تشکیلات حزبی بودند، از آن خود کرده و در اسکو 

----------------------------------------------

 * از سید ضیاء تا بازرگان - دولت های ایران از کودتای سوم اسفند 1299 تا آذر 1358 - جلد دوم - ناصر نجمی

نمایندگی حزبی داشته باشند . به همین خاطر چون یکی از آقایان ( حفظ نام ) صاحب قدرت ،رهبر « حزب تودۀ ایران » در اسکو بود، لذا این یکی ( حفظ نام ) نیز به هر طریق ممکن امتیاز و رهبری حزب مخالف را باید بنام خود رقم می زد ! بدین سبب  در مقابل رهبری « حزب تودۀ ایران » که بیشتر مرکز فعالیت آن در محلۀ بازار اسکو قرار داشت، « حزب ایران »، مرکز فعالیت خود را بر عکس در محلۀ            سبزه میدان اسکو مستقر نمود . در حالی که رهبری هر دو حزب  ساکن محلۀ بازار بودند ، ولی این شگردی بود که می خواستند افراد معمولی و ساده لوح هر یک از محلات را با خود همسو سازند . عاقبت هم معلوم شد که رهبران و بنیانگذاران اصلی « حزب ایران » در پایتخت با 180 درجه تغییر سیاست با « حزب تودۀ ایران » و خود  « حزب تودۀ ایران » شاخۀ آذربایجان بنا به صلاحدید کادر رهبری در سال 1324 با « حزب دمکرات آذربایجان » ائتلاف کرد و تنها نتیجه ای که عائد ملت بیچاره گردید، همان عداوت و دشمنی برادر با برادر شد!

نهضت مشروطیت و اسکو

نویسندۀ محترم بعد از پرداختن به تشکیل حزب ایران در اسکو، در پارگراف بعدی، اسکو را یکی از مهمترین مراکز مبارزه نهضت مشروطه معرفی می کند، به طوری که می نویسد :

« این شهر در دوران نهضت مشروطیت، یکی از مهمترین مراکز و پایگاه جنگجویان علیه استبداد ستم شاهی ( محمد علیشاه ) بوده است . جنگجویان و دلیران و جوانمردان این خطه از آذربایجان زبانزد مردم منطقه بوده است . »

سرگذشت مشهدی محمد عمو اوغلو                                                                                    

ایشان در این رابطه در صفحات 403 - 400 تنها به دو تن از مبارزان نهضت مشروطیت( مشهد محمد عمو اوغلو  و محمود اسکوئی )که اسکوئی بودند، اشاره نموده است .

در اینجا باید معترف باشیم که هر انسانی زادگاه مادری خود را بطبع دوست داشته و به آن عشق می ورزد . اما این مهر و محبت نباید آدمی را به افراط و تفریط بیش از حد سوق دهد. چون در حین افاظۀ کلام کسی پیدا شده ، می گوید: « تو را خدا یک کمی یواش برو ما هم بیاییم » ! این اصطلاحی است در زبان ترکی :

«  سن الله بیر آز یاواش گئت بیزده گلک ».

در مورد مطالب ذکر شده ،که در زمان مشروطیت اسکو یکی از مراکز مهم و پایگاهی برای جنگجویان علیه استبداد بود، معلوم نیست نویسنده با کدام دلیل و سند همچون ادعای بزرگی را مرقوم نموده است ! چون در آن زمان اسکو از نظر موقعیت سیاسی، نظامی و مبارزاتی و مهمتر از همه،  به علت قرار گرفتن در منطقه ای بن بست، از نظر جغرافیائی در موقعیتی نبود که به یکی از مهمترین مراکز و محلی برای پایگاه مبارزان نهضت مشروطیت تبدیل شود . همچنین در هیچ یک از کتب و اسناد تاریخی مربوط به نهضت مشروطیت چنین حرف و حدیثی به چشم نمی خورد !

در اینجا به گواه اسناد تاریخی باید تائید کرد که درست است، « مشهدی محمد عمو اوغلو اسکوئی و میرزا محمود خان اسکوئی » از اهالی اسکو بودند که مقام و منزلت و مسئولیت خطیری در مبارزات نهضت مشروطیت علیه استبداد محمد علی شاه قاجار داشتند، که در این میان عاقبت « مشهدی محمد عمو اوغلو به دست روسها در بالای ارک تبریز به دار آویخته می شود و میرزا محمود خان اسکویی بعد از تحمل شکنجه های طاقت فرسای شجاع الدوله در مراغه بطرز شگفت انگیزی از مرگ حتمی نجات پیدا می کند .

اما باز اینها دلیل بر این نمی شود که این مردان غیور در خود اسکو به مبارزه برخواسته ، و در این شهر با نهضت مشروطه همسو شده بودند، بلکه باید تاریخ را ورق زد و اصل مطلب را از زوایای روشن حقیقت جستجو کرد.

درست است که در این مورد شاید مطلب به درازا کشیده  شود، اما سعی خواهد شد، تنها خلاصه ای از چگونگی ارتباط این دو مبارز با نهضت مشروطه و منطقۀ مبارزاتی آنان ذکر شود . چرا که در این مورد در صفحۀ مربوط به این موضوع بیشتر بحث خواهد شد .

مشهدی محمد عمو اوغلو و سایرین                                                                                    

کسروی در این مورد می نویسد:

 « این مرد ( مشهدی محمد عمو اوغلو ) از اسکو بود و اسکو جایگاه دلیرانست و همیشه از آنجا مردان گردنفراز و غیرتمند بر خیزد . لوتیهای اسکو در تبریز بنام می بودندی . عمو اوغلو در جوانی به قفقاز رفته و در آنجا کار می کرد ولی چون نهضت مشروطه برخاست به ایران بازگشته و در تهران از همدستان حیدر عمو اوغلو بوده که به محمد علی میرزا بمب انداخته اند. پس از فرو نشستن جنگهای سال ( 1288 - 1287  ) مشهدی محمد عمو اوغلو به تبریز آمد . چون مرد بنامی بود آزادیخواهان ارجش شناخته و او را یکی از سردستگان گرفتند و کلانتری سرخاب و ششگلان را به او سپردند .»

با این نقل قول مختصر از تاریخ هیجده ساله آذربایجان، به طور آشکار معلوم می شود که مشهدی محمد عمو اوغلو و سایرین مانند اکبر و عبدالله اسکوئی و زینال قره داغی در قفقاز ( باکو ) با حیدر عمو اوغلو آشنا شده و از طریق او وارد "کمیتۀ اجتماعیون عامیون" شده و حتی با آموزش و طراحی حیدر خان عمو اوغلو در تهران  اقدام به ترور محمد علی شاه نموده اند . کسروی در این مورد در کتاب تاریخ مشروطۀ ایران در جلد دوم  می نویسد:

« سه تن از آنان ( منظور کسانی که به طرف کالسکۀ محمد علی شاه نارنجک پرتاپ کردند ) به نامهای مشهدی محمد و مشهدی عبدالله و اکبر از مردم اسکو و یکی بنام زینال از مردم قره داغ می بود .1

میرزا محمود خان اسکوئی

اما ، میرزا محمود خان اسکوئی چگونه و در کجا مشغول مبارزه علیه استبداد شده بود؟ کسروی در تاریخ مشروطه در این باره می نویسد:

« بدینسان زمینه برای جنبش مردم در تبریز آماده می گردید، در سالهای بازپسین، در اینجا هم کسانی پیدا شده بودند، که معنی کشورداری و زندگانی توده ای را می فهمیدند،2 و از چگونگی کشورهای اروپا آگاه  می بودند و آرزوی کوششی را برای برداشتن خودکامگی می کردند، و

----------------------------------------------1- تاریخ  هیجده ساله آذربایجان جلد یک صفحۀ 370 - احمد کسروی تبریزی

2- کسروی یکی از این افراد را میرزا محمود خان اسکوئی معرفی می کند.

 اینان کم کم یکدیگر را شناخته و دسته ای گردیده و به کوششهائی می پرداختند ...»

صمد سرداری نیا نیز در کتاب مرکز غیبی تبریز از قول ابراهیم اوف در این باره می نویسد:

انقلابیون از مدتها پیش با تشکیل جلساتی مخفی در دفاتر مطبوعات و در مدارس و در خانه ها فعالیت می کردند.

در پرتو تلاشهای علی میسیو و چند روشنفکر انقلابی دیگر( محمود اسکوئی یکی از اعضای مرکز غیبی تبریز بود ) جمعیتهای زیرزمینی و سیاسی در نیمه دوم سال 1906 میلادی تحت نام  "اجتماعیون - عامیون"  که در حقیقت نشأت گرفته از اجتماعیون - عامیون کمیته باکو بود، متحد شده تبدیل به تشکیلات سیاسی واحد و محکمی ( بنام مرکز غیبی ) گردیدند. »

 

تاریخچه فرهنگ در اسکو

نویسندۀ محترم در صفحات 262 - 261 - 260 سابقۀ دیرینۀ عرفان و تصوف را عامل توسعۀ علم و دانش در اسکو پنداشته، و چنین نوشته است :

« به نظر می رسد در شهر اسکو سابقۀ دیرینۀ عرفان و تصوف، ارتباط تنگاتنگی با پیشرفت و توسعۀ علم و دانش در زمانهای گذشته داشته است .»( صفحه 260 )

« برخی از افکار و عقاید مردم اسکو از افکار و عقاید مشایخ و بزرگان عرفان و تصوف نشات گرفته است.» و « عقاید و افکار تصوف بر جوانمردی بوده است. یعنی تصوف هم علم و آگاهی و بینش وحدت وجود و هم دستگیری از طبقات مختلف اجتماع،  فنا شدن در راه حق و هم پیشگیری از مسائل آسیب پذیر اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی و ارشاد آنان به راه رستگاری و سعادت و شناساندن حق و حقیقت و مردود شناختن تباهی و ظلمت بوده است.»( صفحه 261 )

« با مطالۀ و بررسی دقیق روی افکار و عقاید مردم اسکو می توان چنین تشخیص داد که خیلی از ویژگی های مثبت عقاید عرفان و تصوف از قبیل دستگیری از طبقات مختلف مردم، پیشگیری و عدم روی آوری به کارهای غیر اخلاقی و غیر فرهنگی در مردم کنونی اسکو داشته است. در نتیجه مردم منطقه از قهر و جدائی شدیداً متنفر و در همه مسائل خواهان صلح و آرامش هستند.»  صفحۀ (262)

در رابطه با مطالب بالا اگر بخواهیم بر چگونگی تاریخ و گسترش تصوف و عرفان در ایران بپردازیم خود کتاب قطوری خواهد شد، اما باید دانست آن عده از افرادی از اسکو که نام و نشان آنان بعنوان مشایخ، عارفا ، صوفی و سایره در کتاب فوق ذکر شده اکثراً کسانی هستند که تاریخ شرح حال زندگی آنان در رابطه با  دورۀ حکومت صفویان به این طرف می باشد .

« صفویان به مجرد دستیابی به تخت سلطنت در میان شبه نظامیان خشک مغز و بی انضباط صوفی احساس نا امنی می کردند، چه بی علاقگی اینان در موضوعات دینی می توانست برای دولت بی تجربه ای که پایه های آن عمدتاً بر مذهب رسمی ( شیعه ) تکیه داشت، خطرناک باشد. این ملاحظات به اضافۀ نگرش خصمانۀ علمای شیعی به تصوف باعث شد که شاهان صفوی آن را تهدیدی هم برای دین هم برای دولت به حساب آوردند. بنابر این، تصوف « در سرزمین صوفی بزرگ »( شیخ صفی الدین اردبیلی ) منکوب گردید، و بیرون از طریقت آباء و اجدادی و تولیت تشریفاتی مقبرۀ صفی الدین که به عهدۀ این طریقت بود، چیزی از تصوف در قلمرو صفوی باقی نماند.»*

« در حالی که طریقت صفوی در ایران باعث روی کار آمدن سلسلۀ سلطنتی صفوی شد، در آسیای صغیر به صورت شاخه های فرعی کم اهمیتی تری در آمد، که در میان آنها جَلوتیه یا هدائیه پیروان زیادی در امپراطوری عثمانی پیدا کرد. مؤسس این طریقه مردی به نام « پیر افتاده ( 1038 قمری - 1628 میلادی ) بود ک هواخواهان آن موهای بلندی داشتند .»

« اتمام دورۀ حکومت صفوی ( 1151 قمری - 1738 میلادی ) فرصتی بود برای طریقۀ نعمت الهی هند تا جنبش صوفیانۀ جدیدی در ایران به راه اندازند . می گویند بنیانگذار آن « شاه نعمت الله ولی  ( 834 قمری - 1431 میلادی ) از حمایت شاهرخ پسر تیمور لنگ بر خوردار بود ، اما در خلال فرمانروائی صفویان، اولاد و جانشینان او دور از

ایران اقامت گزیدند . در عهد سلطنت صفویان اَخلاف شاه نعمت الله یا

----------------------------------------------

*تصوف ایرانی در منظر تاریخی آن - دکتر عبدالحسین زرین کوب - ترجمۀ  دکتر مجدالدین کیوانی - انتشارات سخن 1383 ، ص 54

به هند مهاجرت کردند یا در ایران تحت استتاری زیرکانه باقی ماندند .»1

« در اوایل عصر قاجار، نعمت الهی ها تلاش کردند تا آئین نیکوداشت شیخ خود را در کرمان که محل آرمگاه وی بود، باب کنند، اما این اقدام با مخالفت علما رو به رو و منجر به هرج و مرج شد. » « اواسط دورۀ قاجاریه بود که نعمت الهی ها توانستند طریقت خود را در ایران مستقر کنند. علاقۀ شدیدی که صدر اعظم، حاجی میرزا آقاسی  ( 1265 قمری - 1849 میلادی ) با آرمان آنان داشت می تواند یکی از علل توفیق آنها بوده باشد.» 2

« باز ماندۀ دیگری از سنت صوفی - عیار نزاع های بسیار معروف حیدری - نعمتی در ایران عصر صفوی و قاجار بود که فقط  یک صد سال قبل متوقف شد. این شکل نزاع ، شهرهای عمدۀ ایران صفوی را به محله هائی تقسیم می کرد و باعث درگیری های خشونت آمیز مستمری بین محلات و دسته ها می شد . این که هر دو دستۀ حیدری و نعمتی به نام بنیانگذاران صوفی خود منسوب بودند. حیدری ها

 ---------------------------------------------- 1- همان منبع صفحۀ 54        2- همان منبع صفحۀ 56- 55                                       

به مردی به نام قطب الدین حیدر و نعمتی ها به شاه نعمت الله ، نشان دهندۀ پیوندشان به عیاران و صوفیان است.»1

« به بیانی کلی، اگر نظام طریقتی تصوف در ایران با استقبال پرشوری که در هند، ترکیه، مصر و آفریقای شمالی از آن شده، روبرور نشده است بی شک به سبب مخالفت ایرانی ها با دسته بندی های سازمان یافتۀ مذهبی است »2

( حیدر حیدر گفتن مردم اسکو در اول دهۀ محرم در مراسم دستجات شاه حسین  در مقابل یکدیگر نشأت گرفته از همان دوران می باشد )

با نتیجه گیری از مطالب بالا، اکنون باید دید آیا تصوف باعث پیشرفت علم و دانش در اسکو شده، یا موجب نفاق و تفرقه بین بعضی از محلات گشته است ؟!

 ----------------------------------------------

1- همان منبع صفحۀ 81             2- همان منبع صفحۀ 56

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آمار بازدیدکنندگان سایت

844956
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
108
1328
108
839297
18856
23360
844956

آی‌پی شما: 54.156.67.164
امروز: یکشنبه، 02 مهر 1396 - ساعت: 04:07:48

تبلیغات (2)

تالار گفتمان آذر فروم

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

پیوندها

درباره ما

وبسایت رسمی اسکو باخیش از سال 92 به نقد و بررسی در زمینه مطالب فرهنگی ، هنری ، تاریخ و ادبیات شروع به فعالیت کرده است.

مهدی عارفی (ایشیق) :

محقق - نویسنده - شاعر

سخنان بزرگان

امام على سلام الله علیه :
مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ؛

هر كس خوش اخلاق باشد، زندگى‏اش پاكيزه و گوارا مى‏گردد.