نقد کتاب تاریخ مقیمی - قسمت 6 ( آداب و رسوم اسکو )

در صفحۀ 378 کتاب زبای خفته از دامنه سهند تا دریاچه ارومیه ) نوشته آقای حمید رضا مقیمی با عنوان تیتر « اعتقادات و آداب و رسوم » در مورد

اعتقادات مردم اسکو سخن گفته شده است . زمانی که خواننده با عنوان این تیتر مواجه می شود، چون این مطالب درست بلافاصلۀ بعد از موضوع « دین و مذهب » آمده، خواننده چنین تصور می کند که حتماٌ این عنوان دنبالۀ موضوعی است که در رابطه با دین و مذهب اهالی اسکو بیان می شود. اما با تعجب ملاحظه می شود که موضوع در رابطه با باورهای ملی مردم می باشد، که بطور ضد و نقیض از طرف نویسنده به صورت مطالب زیر ابراز شده است: !

« مردم اسکو برای آب ارزش و اهمیت خاصی قائل هستند و آن را مایه حیات و مقدس و پر برکت می دانند . در صبح روز چهارشنبه سوری برای گشایش کارهای خود از روی آب    می پرند.»

درست است که آب مایه حیات و اهمیت خاصی دارد. اما مقدس بودن آن در اسکو و همچنین پریدن مردم از روی آن در صبح آخرین چهارشنبه سال یک کمی تعجب آور است . چون چنین آئینی اکنون دیگر در اسکو منسوخ شده ولی تهیه هیزم و روشن کردن آتش و پریدن از روی آن در عصر روز سه شنبه به عنوان آخرین چهارشنبۀ سال هنوز به شکوه و عظمت خود باقی است.

در ادامه :                                                                                                                           

« توجه آنان به خورشید( منظور اهالی اسکو ) بدان حد است که در پارچه ابریشمی( کلاقه ای ) رنگرزی شده تصویر قالبی خورشید را چاپ می نمایند .»

در اینجا طوری از خورشید و چاپ آن بر روی پارچه سخن به میان آمده ، که گوئی همه یا اکثر قریب به اتفاق اهالی اسکو از آنجائی که به خورشید بیش از حد علاقه مندند، تصویر آن را بر پارچۀ ابریشم طبیعی نقش می کنند . باید دانست که صنعت کلاقه ای یا همان چاپ باتیک  ( باسما ) که ممکن است به صورت شابلون هم انجام گیرد، عبارت از پارچه های بافته شده به صورت مصنوعی یعنی توسط دستگاههای برقی و یا طبیعی که به صورت دست بافت هستند، در طراحی نقشه بر روی این نوع پارچه ها از طرح های متفاوتی استفاده می گردد که ممکن است طراحان از شکل خورشید نیز استفاده کنند .

« در عید نوروز به کودکان انار، نارنج و تحفه های ممتازی را هدیه می دهند.»

واقعاً معلوم نیست نویسنده با ذکر این مطالب می خواهد چه چیزی را بیان کند! همانند این می ماند که ایشان در خارج از کشور زندگی  می کنند و از آداب و رسوم زادگاه خود خبر ندارند و چنین به نظر     می رسد که فرد ثالث دیگری غیر از اهالی اسکو این مطالب را در اختیار ایشان قرار داده است! شاید در عید نوروز هنگام پذیرائی از مهمانان،  ( حال چه کودک باشد چه بزرگسال ) ممکن است انار و نارنج هم جزو میوه جات باشد. ضمناً در ایام گذشته انار را به عنوان هدیه  به بزرگترها می دادند . اما هدیه دادن اینگونه میوجات و تحفه های ممتاز به کودکان جای تعجب دارد! حال منظور نویسنده از تحفه های ممتاز چه چیزی است، معلوم نیست!

در عید نوروز در ایام قدیم جهت خوش یمن بودن به کودکان تخم مرغ رنگ کرده می دادند و حالا نیز در اکثر شهرها و روستاهای آذربایجان و حتی سراسر ایران و سایر کشورها نیز مرسوم است . اکنون با تغییر آداب و رسوم، تخم مرغ کم کم می رود که جای خود را به وسایل تشریفاتی از قبیل پول و سکه ، وسایل پوشیدنی و تزئینی و سایر .. بدهد .

نوروز در اسکو

نوروز در اسکو عنوانی است که در صفحۀ 379 به آن پرداخته شده و در اثر فراموشی نویسنده همان مطالب در صفحات 384 و 385 عیناً تکرار شده است .

نویسنده در رابطه با این موضوع از یادداشت های خانم رعنا فهیمی استفاده کرده و چنین بیان داشته است:

« با کنکاشی که از دوران های کهن آذربایجان به عمل آمده، معلوم شده که مراسم نوروز از دیر باز درآذربایجان و ما بین مردم ترک وجود داشته است »

نویسنده در اینجا در بارۀ نتیجۀ کنکاش خود که منجر به وجود مراسم نوروز در بین مردم آذربایجان حکایت می کند، هیچگونه معلوماتی به دست نداده و ادامه می دهد :

« حتی در دوران سنگی که با تکامل عقل انسان کشاورزی به وجود آمد، کشاورزان در هر دوره از بهار دست به اختراع نوروز دیگر  می زدند.»

پس  به نظر ایشان  مخترع انواع نوروز کشاورزان بودند، که عقل آنان تکامل یافته اول کشاورزی و بعد نوروز را اختراع نموده اند !

در پایان همین مطالب چنین نقل قول شده است :

« در آئین زرتشت عقیده بر آنست که روز شش فروردین زرتشت توفیق یافت با خداوند مناجات کند، لذا این روز را با نام « نوروز » جشن گرفتند.»

همچنین در صفحۀ 383 با عنوان نوروز ، چنین بیان شده است:

« نوروز عید باستانی ایرانیان است. نوروز یکی از دو جشن بزرگی بوده است که آریائیان در عصر باستان در ابتدای دو فصل گرما و سرما برپا می شد.» ( با فعل اشتباه ).

نویسنده بدون توجه به فراموشکاری خود، که آغاز مراسم فوق را در ابتدای فصل گرما و سرما یعنی تابستان و زمستان دانسته و  بدون توجه به سخنان قبلی دنبالۀ مطالب را اینگونه پی گرفته است:

« اگر که در اوستا نامی از نوروز نیامده است ولی در بسیاری از کتب دینی پهلوی می توان نشانی از مراسم ایرانیان در ابتدای بهار یافت که کم و بیش با نوروز شکل گرفته و با دوران ساسانیان همسائی هائی دارد. که از نخستین روز فروردین ماه آغاز و تا سیزده آن ماه کم و بیش ادامه پیدا می کند.»

چنان که از مطالب ذکر شده بر می آید، نویسندۀ محترم خیال کرده از قدیم الایام عید نوروز از اولین روز فروردین سال شمسی آغاز شده و تا کنون نیز پا بر جا مانده است . اما در این مورد بهتر است دقت نظری بر اوراق پر بهاء تاریخ داشته باشیم، تا چگونگی موضوع برای خوانندگان عزیز روشن گردد .

« قضیه از این قرار است که تقویم ساسانی با وجود این که شمسی بوده، انتقالی هم بوده و به این جهت آغاز سال دولتی همیشه با روز اعتدال بهاری که عید ملی نوروز باشد، مطابقت نمی کرده .» سید حسن تقی زاده هم از مطالعات گسترده و عمیق خود در موضوع گاه شماری به این نتیجه رسیده است که « نوروز محل ثابتی در سال شمسی نداشته، یعنی مانند اول محرم سال عربی به تدریج در فصول سال سیر می کرده، منتهی نه به آن سرعتی که موقع ماه عربی عوض می شود. یعنی اول سال عربی قمری با مرور زمان هر سال از محل فصلی سابق خود قریب 11 رو عقب می رود، در صورتی که اول سال ایرانی، یا اول فروردین تقریباً در هر چهار سال یک روز عقب تر می رفت... علت این سیر قهقرائی آن بوده که سال را 365 روز بدون کسر اضافی( کمی کم تر از 6 ساعت ) حساب می کردند... لذا ( در هر حدود 4 سال، یک روز ) به مرور زمان مواضع ایام به قهقرائی تغییر می یافت. مثلاً در سال جلوس یزدگرد ... آخرین پادشاه ساسانی که مطابق 632 مسیحی یا سال دهم هجرت بوده، نوروز مطابق 16 ... ژوئن بوده، یعنی ...( چند روز مانده به آغاز تابستان ) بوده است.»1           

« به هر حال، در حدود سنۀ 392 هجری، نوروز به اول حمل رسید و در سنۀ 467 هجری، در 13 برج حوت( اسفند ) یعنی 17 روز به آخر زمستان مانده واقع بود که جلال الدین ملک شاه سلجوقی ترتیب تقویم جلالی را بنا نهاد و نوروز را در روز اول بهار که موقع نجومی تحویل آفتاب به برج حمل [ است ] قرار داده و ثابت نگاه داشت. یعنی قرار شد در هر 4 سال یک بار سال را 366 روز بشمرند و ... »2

-----------------------------------------------------

1 -  مقالات تقی زاده ، جلد 1 صص 205 - 204

2 -  نوروز و تقویم ایرانی - تقی زاده ، مجلۀ کاوه، دورۀ جدید، سال 2، شمارۀ 4، صفحۀ 7

تقویم معتضدی و جلالی

المتعضد بالله یکی از خلفای عباسی بود، که در امور مالی تقویم خورشیدی را به رسمیت می شناخت . ولی در انجام امور مذهبی از سال قمری استفاده می کرد. با این حال نوروز در آن زمان نیز جای ثابتی در تقویم خورشیدی نداشت. چون آنها روزهای کبیسه را به حساب نمی آوردند . تا اینکه، عمر خیام و تنی چند از منجمان آن دوره به دستور جلال الدین ملک شاه سلجوقی تقویم « جلالی » را تنظیم کردند.

در تقویم جلالی ماه های سال به ترتیب عبارت بودند از :

1- حمل ( قوچ ) 2 - ثور ( گاو نر ) 3 - جوزا ( دوقلوها )                   4 - سرطان ( خرچنگ ) 5 - اسد ( شیر )   6- سنبله( سنبل )                 7- میزان( ترازو ) 8- عقرب ( کژدم )9 - قوس( کماندار یا تیر انداز )                               10- جدی( بزغاله ) 11- دلو( سطل ) 12 - حوت( ماهی ها )

 ----------------------------------------------

تمامی مطالب مربوط به نوشته های تقی زاده، از کتاب آذربایجان در سیر تاریخ ایران، از آغاز تا اسلام، جلد 2 - رحیم رئیس نیا ، صفحات 721 - 720 ، استفاده شده است.

شیخ بهائی در بارۀ فصل و ماه های تقویم جلالی چنین نوشته است :

بهار : ماه نو - نوبهار - گرمافزای

تابستان : روز افزون - جهانتاب - جهان آرا

پائیز : مهرگان - خزان - سرما افزای

زمستان : شب افروز - سرما فزای - روزی فزای

تقویم امروزی ایران

در تقویم امروز ایران شروع سال جدید و همچنین آغاز فصل های سال از تنظیمات و محاسبات تقویم جلالی استفاده می شود، اما نام ماه ها بر اساس تقویم زرتشتی در 224 سال قبل از میلاد در زمان تاجگذاری اردشیر بابکان می باشد، که در اوستا چنین ثبت شده است :

1- فروردین   2 - اردیبهشت   3 - خرداد    4 - تیر    5- امرداد    6- شهریور    7 - مهر   8 - آبان         9 - آذر      10- دی ( دذو )  11 - بهمن ( وهمن )  12 - اسفند ( اسفندارمذ )

نام هفت روز هفته نیز ترجمه ای است از نام روزهای هفتۀ عربی :

1- السبت ( شنبه ) 2- الاحد ( یکشنبه ) 3- الاثنین ( دوشنبه )               4- الثلاثاء ( سه شنبه )  5 - الاربعاء ( چهارشنبه )                                6 - الخمیس ( پنجشنبه )  7 - الجمعه ( جمعه )

ضمنماً این مفاد در دورۀ دوم مجلس شورای ملی سال 1304 شمسی  تصویب شد و مقرر گردید که منبعد نام ماه ها بر اساس تقویم زرتشتی و تنظیمات سال با حساب تقویم جلالی محاسبه و اجرا شود .»*

مراسم تحویل سال نو

مطالب صفحۀ 380 با سرتیتر بالا، عیناً در صفحۀ 386 تکرار شده است ! نویسنده در این باره چنین یادآور شده است:

« در زمان های قدیم مراسم تحویل سال نو با شور و شوقی خاص برگزار می شد... رسم است که  موقع تحویل سال قابلمه دلمه برگ مو بر روی اجاق گاز در حال جوشیدن باشد که عقیده بر این است که تا آخر سال همچنان پول در جیب

 ------------------------------------------------* تقویم های دنیا - بهرام اسدی، نشر یاز  ارومیه، سال 1384 ، با استفاده از تقویم و تقویم نگاری ، دکتر ابوالفضل نبئی 1366 - مؤسسۀ چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی

ها در حال جوشیدن باشد ( پر از پول باشد ) »

در اینجا نویسنده از جوشیدن قابلمه بر روی اجاق گاز و ... ذوق زده شده و فراموش نموده که در ایام قدیم اجاق گازی در کار نبوده است! نظر ایشان حتماً اجاق هیزمی، چراغ نفتی و سایر وسایل پخت و پز بوده است!

دید و بازدید

شش سطر از مطالب مربوط به تیتر بالا( صفحۀ 380 ) در صفحۀ 386 و همچنین مطالب پاراگراف دوم از صفحۀ 381 عیناً در صفحۀ 387 تکرار شده است!

مراسم شال اندازی

در صفحۀ 383 زیر تیتر بالا چنین آمده است:

« مراسم شال سالاماق (ساللاماق) از رسم های خوب چهارشنبه سوری می باشد. در این مراسم جوانان به پشت بام منازل دوستان و آشنایان می روند بدون اینکه شناخته شوند دستمالی را به نیت آرزویی که در سر دارند روانه جلوی پنجره خانه می کنند و صاحب خانه مقداری تنقلات یا سیب و آجیل یا هدیه ای در داخل دستمال گذاشته و با دعای خیر و با تکان دادن دستمال آن را روانه می کنند.»

با جمله بندی مطالب کاری نداشته، بلکه باید به  نویسندۀ محترم خاطر نشان نمود، که در حال حاضر به علت گسترش و بسط فرهنگ شهر نشینی جدید در عصر حاضر چنین مراسمی تقریباً منسوخ شده است.

در صفحۀ 385 در بارۀ سفرۀ هفت سین چنین می خوانیم :

« سفره هفت سین در موقع سال نو در اغلب خانه ها چیده می شود نیز از یادگارهای بسیار زیبای باستانی است. هفت سین مظهر هفت فرشته ای است که مظاهر خصال و صفات پسندیده و زیبا شمرده می شوند و در پیرامون اهورا مزدا تردد دارند. این هفت فرشته مظهر هفت صفت روشنائی، خوشبختی، نیکوکاری، توانگری و امانت، راستگوئی و احترام به بزرگان بوده اند. نام این فرشتگان با حرف سین شروع می شده و زمان تجلی و ظهور آنان روز آخر اسفند و شب نوروز بوده است.»

همچنان که قبلاً نیز یادآور گردید، سال شمسی در ایام قدیم به علت اینکه از هر چهار سال یک روز عقب می رفت، نوروز نیز محل ثابتی نداشته که، نویسندۀ محترم زمان تجلی و ظهور فرشتگان منتصب به سین ها را روز آخر اسفند و شب نوروز پنداشته است! همچنین باید دانست که اولاً هر کدام سین ها مانند سیب و سنجد خود فلسفۀ دیگری در سفرۀ هفت سین داشته، و نیز باید دانست که قبل از چند سنه، در سفرۀ هفت سین، چیزی نبود که با سین شروع شود، بلکه قبلاً تمامی اشیاء و میوجات سفرۀ هفت سین، با « شین » شروع می شد !  ( مانند شمشیر، شیرینی ، شربت ، شکلات و .. ) ای کاش نویسندۀ محترم که این سین ها را با نام یکی از فرشتگان در ارتباط دانسته اند، نام دو سه تن از اینان را جهت آگاهی خوانندگان ذکر می کردند!

سیزده بدر

در صفحۀ 387 در بارۀ یکی از مراسم سیزده بدر چنین می خوانیم:

« مراسمی نظیر آنچه در شهرهای دیگر ایران در این روز انجام می شود در اسکو هم برگزار می گردد مانند سبزه گره زدن، تمام سبزی هائی که برای عید سبز کرده اند. صبح روز سیزده به آب می ریزند و هنگام به آب ریختن این ترانه را می خوانند:

     غم برو شادی بیا                       محنت برو روزی بیا   »

مراسم عقد

همچنین در صفحۀ 390  در مورد جاری کردن عقد بین عروس و داماد چنین بیان شده است:

« در زمانهای قدیم، هنگام جاری کردن صیغۀ عقد عروس و داماد روی طشت مسی می نشستند که به نیت اینکه زندگی آنها همچون مس محکم و بادوام باشد.»

در دو  مورد بالا طی تحقیقات و مطالعاتی که از اهالی اسکو به عمل آمد، از مراسم ریختن سبزه به روی آب و خواندن چنین ترانه در روز سیزده بدر اظهار بی اطلاعی کردند! بلکه بر عکس، در روز سیزده بدر ساقه های سبز شدۀ گندم در ظرف های مخصوص جای داده شده را،  کودکان برداشته و در بیرون از منزل به هوا پرت کرده و می گویند:

"ها بوخچا بوخچا بوخچا " و بدین طریق شور و نشاطی در میان کودکان ایجاد گشته و در این میان بزرگترها نیز سبزۀ مورد نظر را بر روی وسایل نقیلۀ خود قرار داده، احساس و ابراز شادی می کنند. سبزه نمادی از آغاز دوبارۀ بهار به خصوص سرآغاز زندگی جدید می باشد. اما در رابطه با مراسم طشت گذاری هنگام خواندن صیغۀ عقد نیز، اهالی اظهار بی اطلاعی کردند! ولی در ایام گذشته در بعضی از موارد در خانواده های مرفه و ثروتمند  هنگامی که عروس را طی تشریفات خاص به خانۀ شوهر می آوردند، در آن موقع عروس و داماد بر روی طشت مسی قرار می گرفتند . ضمناً به علت فقر مالی این رسم در خانواده های کم درآمد و بی بضاعت به ندرت انجام می گرفت.  حال نویسندۀ محترم، مراسم کدام شهر یا مناطق را به اسکو نسبت داده ، معلوم نیست !

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آمار بازدیدکنندگان سایت

844956
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
108
1328
108
839297
18856
23360
844956

آی‌پی شما: 54.156.67.164
امروز: یکشنبه، 02 مهر 1396 - ساعت: 04:07:48

تبلیغات (2)

تالار گفتمان آذر فروم

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

پیوندها

درباره ما

وبسایت رسمی اسکو باخیش از سال 92 به نقد و بررسی در زمینه مطالب فرهنگی ، هنری ، تاریخ و ادبیات شروع به فعالیت کرده است.

مهدی عارفی (ایشیق) :

محقق - نویسنده - شاعر

سخنان بزرگان

امام على سلام الله علیه :
مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ؛

هر كس خوش اخلاق باشد، زندگى‏اش پاكيزه و گوارا مى‏گردد.