نقد کتاب تاریخ مقیمی - قسمت 8 ( زبان،نژاد و مذهب )

 در صفحۀ 368 با عنوان تیتر : « زبان امروزی مردم آذربایجان » با نقل و قول از محققان و نویسندگان ، در بارۀ چگونگی زبان و نژاد مردم آذربایجان سخن به میان آمده، که این موضوع در صفحات بعدی نیز  تکرار شده است . از جمله در مورد نژاد مردم قفقاز چنین نقل شده است :

« این طوایف که شامل سه نژاد مختلف : آری، ترکی و نژاد ویژۀ قفقازی اند .» - « ... زبان ترکی آذری در ردیف زبانهای نژاد ترک جای دارد مثل عثمانی و اوزبکی و تاتاری و غیره » -  « در پیرامون شهر بادکوبه طایفه تات از نژاد ایرانی است » - « پیروان نظر دوم، طرفداران نظر اول را به تحریف تاریخ دیگر نژادها دانسته و  می گویند آنان نژادها و زبانهای دیگر را مهاجم ... می دانند. در صفحۀ 383 می خوانیم : مردم ایران به رغم اختلافات نژادی ... و جاودانگی نژاد ایرانی حفظ همین آداب و رسوم است.»

( در رابطه با نوع نگارش از نظر دستور زبانی قضاوت به عهدۀ خود خوانندگان عزیز می‌باشد! )

همچنان که ملاحظه شد، نویسندۀ محترم بدون اینکه معنا و مفهوم " نژاد " را بداند در اکثر مطالب کتاب، اقوام، ملل و طوایف مختلف را نژاد معرفی نموده است . در این بارۀ بهتر است معنا و مفهوم این اصطلاح تفرقه افکن ( نژاد ) را از زبان « دکتر جواد هیئت » که هم پژوهشگر و نویسنده در مورد مطالب ادبی است و هم یکی از جراحان بنام کشورمان می باشد، ذکر گردد :

« کلمۀ « ترک » و « ترکی » یک مفهوم فرهنگی و زبانی است و بهیچوجه معنی نژادی را در بر نمی گیرد و به کسی اطلاق می شود که زبان مادری اش ترکی باشد و به آداب و رسوم مردم همزبان خود آشنا باشد. کلمۀ آریائی و یا هند و اروپائی نیز مفهوم نژادی ندارد و به گروه زبانهائی اطلاق می شود که دارای ویژگیهای زبانی بخصوصی است ( زبانهای تصریفی و تحلیلی ).

« کلمۀ « نژاد » که مدتها زبانزد اروپائیها و بخصوص آلمانیهای نازی بود( رضا شاه نیز  با تأثیر از آن به فکر مطرح کردن نژاد برتر آریائی افتاد ) و سبب ریختن خون میلیونها مردم بی گناه گردید از طرف تقریباً تمام ملتها و دولتها محکوم شده و جز عده ای متعصب نژاد پرست و یا بیمار فکری که معنی نژاد را نمی دانند، آنهم در کشورهای عقب مانده، طرفداری ندارد.»

« نژاد مجموعۀ خصوصیات ظاهری ( رنگ، مو، چشم، جمجمه ، صورت و ... ) انسان را مشخص می سازد و دانشمندان فقط به وجود سه نژاد ( سفید ، سیاه و زرد ) قائلند و حتی نژاد زرد را هم نتیجۀ اختلاط سفید و سیاه می دانند و اختلاف نژاد سفید و سیاه را هم به تأثیر اقلیم و محیط در طول زمان نسبت می دهند . بنابر این ترکها هم همانند آریائیها از نژاد سفیدند.(  سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی، دکتر جواد هیئت نشر نو  1366 -  چاپ دوم -  صص 391 ، 390 )

دین و مذهب

در صفحۀ 378 با عنوان : « دین و مذهب » چنین مرقوم شده است :

« مردم اسکو دارای دین اسلام و از نظر مذهبی شیعه اثنی عشر هستند.»

در اینجا به علت اینکه نویسنده واقعاً زحمات زیادی را در رابطه با مطالعه و تحقیق در بارۀ چگونگی تاریخ دین و مذهب مردم اسکو متحمل شده و آن را در یک جملۀ کوتاه و مختصر و مفید بیان داشته است ، باید خسته نباشید و دست شما درد نکند، گفت ! گوئی این موضوعی بود که، کسی از آن اطلاعی نداشت و نویسنده بعد از پژوهش و تفحص غیر قابل تصور چنین معلوماتی را در یک خط به خواننده خود ارائه نموده است!

در این مورد باید گفت:

 « از قرن  دوازدهم هجری قمری به این طرف آغاز  نشر و بسط عقاید شیخیه در ایران است. به کسانی که از عقاید و باورهای مذهب شیعۀ اثنی عشری « شیخ احمد احسائی » پیروی می کردند، « شیخیه »  می گفتند . شیخ احمد احسائی ( 1241 - 1166 هجری قمری ) پسر زین الدین از مردم « احسا » جزء منطقۀ « القطیف » از پیرامون بحرین است . شیخ، در سال 1221 هجری قمری  وارد ایران می شود و  پس از زیات امام هشتم ( ع ) مدتی در شهرهای اصفهان و یزد اقامت کرده و  در اندک مدتی « فتحعلیشاه قاجار » مرید او گشته و خواهان زیارتش می شود »( تحقیق در تاریخ و فلسفۀ بابیگری ، بهائیگری - یوسف فضائی ، مؤسسه مطبوعاتی فرخی 1335 )

به همین خاطر در زمان فتحعلیشاه قاجار  و همچنین در ادوار بعدی افکار و عقاید شیخ احمد احسائی تأثیر بسزائی در باورهای مذهبی منطقۀ اسکو و سایر نقاط آذربایجان به جای  می گذارد.

در این میان ، « " آخوند ملا محمد باقر سليم "  در اوايل قرن سيزدهم هجري قمري از قريه " اوچ ديبين قـاراجه داغ "از  كناره هاي رود ارس ( آراز ) به اسكو آمده و  در آن رحل اقامت  گزیده؛ و با دختـر يكـي از خانواده هاي اسكوئي ازدواج  می کند . ایشان جهت رسيدگي به كارهاي مذهبي منطقه اسكو شروع به فعاليت نموده و بعد از وي فرزند بزرگ ايشان بنام " آخوند ملا محمد باقر اسكوئي"  در زمان حيات والدين خود در تبريز مشغول تحصيل علم روحانيت  شده و بعد از فوت پدر و مادر خويش ، به نجف رفته چندين سال در آنجا مشغول فرا گيري علوم اسلامي  می شود .    

بعد از طي مراحلي، خود به تدريس پرداخته و پس از گرفتن مقام اجتهاد و دريافت اجازه از مراجع، به كربلا منتقل شده و در آنجا ساكن مي شود و مرجع عام قسمتي از شيعيان ايران ، بخصوص مناطقی از آذربايجان مي گردد.

بعد از ايشان فرزندش " حاج ميرزا موسي و نوه اش ميرزا علي حائري اسكوئي" ، دنباله كار ترويج مذهبي را در اسكو دنبال مي كنند.

در سال 1312 هجري ، "آيت ا حاج ميرزا موسي آقا حائري" در كربلا ساكن  شده و فرزند بزرگش "حاج ميرزا علي آقا حائري" سرپرستي شيعيان مقيم كويت را به عهده می گیرد.  لذا فرزند ديگر خــــود بنــــام " حاج ميرزا حسن آقا حائري احقاقي " را مأمور و مسئول رسيدگي و سر و سامان دادن به اين امر مي كند!

و بدين ترتيب ايشان با همسر تهراني الاصل و فرزندان خود در اسكو سكونت اختيار كرده و شروع به تبليغ و ترويج مذهب شیعۀ عثنی عشری كه در نزد پدر خويش  و ساير علما فرا گرفته، مي كند. »*

( جاودانگان تاریخ ، دو قرن اجتهاد و مرجعیت شیعۀ اثنی عشری در خاندان معظم احقاقی،حاج میرزا عبدالرسول حایری احقاقی،انتشارات روشن ضمیر  1385 )

*( سه خاطره از آقا ، سیروس صالحپور ، 1379 )

   آیت ا... میر زا حسن احقاقی در 22 آذر ماه 1379 در سن 105 سالگی در تهران دار فانی را وداع می گوید . »

 مبحث شیخیه به خاطر تاریخ پر نشیب و فراز خود و تأثیر گذاری آن بر عقاید دینی اهالی منطقۀ اسکو خود بحث دیگری را می طلبد،که از فرصت این معقوله خارج می باشد. این مبحث و چگونگی فراز و فرود آن در جلدهای بعدی کتاب « اسکو در گذر تاریخ » در بخش « مذهب » به طور مفصل بررسی شده است.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آمار بازدیدکنندگان سایت

846320
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
355
795
1472
839297
20220
23360
846320

آی‌پی شما: 54.156.58.187
امروز: سه شنبه، 04 مهر 1396 - ساعت: 23:07:20

تبلیغات (2)

تالار گفتمان آذر فروم

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

پیوندها

درباره ما

وبسایت رسمی اسکو باخیش از سال 92 به نقد و بررسی در زمینه مطالب فرهنگی ، هنری ، تاریخ و ادبیات شروع به فعالیت کرده است.

مهدی عارفی (ایشیق) :

محقق - نویسنده - شاعر

سخنان بزرگان

امام على سلام الله علیه :
مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ؛

هر كس خوش اخلاق باشد، زندگى‏اش پاكيزه و گوارا مى‏گردد.