نقد کتاب تاریخ مقیمی -قسمت 10 ( آثار باستانی )

در صفحۀ 414 در رابطه با کندوان از قول بهروز خاماچی  با موضوع طواف سهند چنین اظهار نظر شده است:

« تمرکز جمعیت در روستای کندوان، صرفاً به خاطر بهره گیری از طبیعت یعنی وجود کران های ایجاد شده است که خود، جنبه دفاعی دارد . مسئله هجوم چادر نشینان شرق ایران به نقاط خوش آب و هوای کشور ما بر کسی پوشیده نیست . در این مورد، احتمالاً حمله مغول ها سبب شده که مردم روستاهای اطراف به خصوص روستای بنام حیله ور از موقعیت طبیعی کران ها استفاده نموده و خانه و کاشانه خود را در دل توده های سنگی به وجود آوردند »

در وهلۀ اول باید متذکر شد که این مطالب شاید از قول آقای خاماچی بیان شده، ولی تئوریسین اصلی این نظریۀ غلط و دور از واقعیت دکتر غلامعلی همایون می باشد، که نظریات خود را در مجلۀ گردش سال 1370 در صفحۀ 81 منتشر  کرده و مسئولین وقت بخشداری مرکزی اسکو هم بدون مطالعه و با استفاده از مطالب درج شده در همان مجله اقدام به تهیه و نسب تابلو کنار جاده ای منطقۀ حیله ور  کرده بودند.

اولاً طبق شواهد موجود  غارهای منطقه حیله ور نه برای سکونت تجمع انسانی، بلکه به علت وجود آغل ها در تمامی غارهای موجود نشان دهندۀ آن است که که این منطقه، جهت نگهداری گلۀ گوسفندان ایجاد شده ، و اگر مکانی هم برای سکونت انسانی در نظر گرفته شده باشد، این مکان ها، محلی جز سکونت چوپانان نمی تواند باشد. ضمناً اگر نظریۀ حملۀ مغول ها را هم محتمل بدانیم، باید خاطر نشان سازیم که در زمان مغول ها ، زندگی انسانی به صورت غار نشینی اصلاً وجود نداشته و این چیزی است که مربوط به اجماع انسانی در ما قبل تاریخ می باشد.

دوم اینکه : اگر مسئلۀ حملۀ مغول در کار بود، آیا سربازان مغول واقعاً آنقدر ناتوان بودند که نتوانسته اند، فراریان روستای حیله ور را تا فاصلۀ دو کیلومتری تعقیب کنند!

سوم اینکه : اصلاً روستایی به اصطلاح حیله ور، مربوط به کندوان نیست! بلکه آن منطقه از ایام قدیم در حیطۀ روستای کهنمو که در درۀ روبروی همان منطقه واقع شده، می باشد. همچنان که اکنون نیز بعضی از اهالی کهنمو در روزهای پنجشنبه به سمت منطقۀ حیله ور ایستاده و  جهت آمرزش ارواح مردگان خود فاتحه( حمد و سوره ) ختم  می کنند!

آثار تاریخی منطقه اسکو

« آثار بدست آمده از کاوش های باستان شناسی منطقه اسکو »!

از صفحۀ 416  تا 419 در رابطه با موضوع تیتترهای بالا، مطالبی ذکر گردیده که واقعاً انسان را به بهت و حیرت وا داشته و خواننده چاره ای ندارد جز اینکه انگشت تعجب بر دهان گیرد!

قبل از هر چیزی باید یادآور شد که در اطراف اسکو، به غیر از  منطقۀ « یانیق تپۀ روستای تازه کند خسروشاه » که یک گروه باستانشناسی از انگلستان به سرپرستی چارز برنی استاد دانشگاه منچستر در سال     1339 ش ، به کاوش دست زده، حفاری علمی و قانونی دیگری تا حال در هیچ نقطه ای از این منطقه صورت نگرفته است !

اما نویسندۀ محترم جهت گریز از پاسخگوئی به مطالب مورد ادعای خویش در رابطه با « آثار بدست آمده از کاوش های باستانشناسی منطقه اسکو » که واقعاً ادعائی پوچ و توخالی و دور از عقل و منطق می باشد (به جز یک مورد یانیق تپه خسروشاه )  در پاورقی صفحۀ 412 چنین اظهار نظر نموده است:

«  خسرو شهر نزدیکترین شهر به ( حدود 5  کیلومتر ) اسکو بوده و در طول سالیان متمادی، یکی از توابع اسکو محسوب می شده است. از طرف دیگر سوابق تاریخی و فرهنگی اجتماعات انسانی را نمی توان با مرزهای سیاسی و اداری تفکیک نمود، در مطالعات تاریخی و باستانشناسی محدوده ها و قلمروهای جغرافیائی ملاک عمل می باشد . با این اوصاف ضرورت مطالعه سابقه تاریخی یانیق تپه و سایر نواحی هم جوار اسکو در این کتاب قابل توجیه  می باشد.»

با این ادعا و توضیحات به اصطلاح کارشناسانه، حال ببینیم به جز یانیق تپه در خسروشهر ، آیا واقعاً مناطق دیگر از جمله منطۀ کردستان و بعضی از مناطق آذربایجان غربی  را می توان در محدودۀ شهر یا شهرستان اسکو جای داد و آن را  قابل توجیه نمود ؟!!!

به هر حال  در این قسمت به بررسی موارد ذکر شده زیر عنوان همان تیتر می پردازیم :

ایشان با توجه به روش تکرار کاری ، باز در اینجا نیز کتیبۀ سارگون دوم در 714 سال قبل  میلاد را به عنوان قدیمی ترین منبعی که نام اسکو در آن ذکر شده ، مطرح نموده است. همچنان که در مطالب قبلی نیز بیان شد، کتیبۀ سارگون دوم به عللی که پیشتر شرح آن داده شد نمی تواند بعنوان قدیمی ترین منبع در مورد نام اسکو ( اوشکایا ) باشد.

در بند 2 چنین می خوانیم :

« در گوی تپه واقع در شرق ارومیه قبرهائی کشف شده، که مربوط به اواخر هزاره دوم می باشد »

باید توجه نمود که خود نویسنده، موقعیت محل مذکور را به خوبی بیان داشته است. حال این منطقه چه ربطی به اسکو دارد، معلوم نیست!

گؤی تپه در حدود 6 کیلومتری جنوب شرقی شهر ارومیه واقع شده است . غیر از حفاریهای تجارتی و قاچاق و گمانه زنی ها در گؤی تپه، در این محل تنها یک کاوش علمی محدود، به سرپرستی « ورتون براون » نمایندۀ مکتب انگلیسی باستانشناسی در عراق، در سال 1948 میلادی، به عمل آمده که این کاوش بیش از 6 هفته طول نکشیده است.

بند 3 : « در تپه حسنلو واقع در جنوب غربی ارومیه، ویرانه های قلعه هائی منسوب به طوایف ماننا آثاری بدست آمده که از اوایل هزاره نخست و جنگ های اورارتو و آشور در این نواحی نشانه هایی دارد»

باید یاد آور شد، تپۀ حسنلو در 12 کیلومتری جنوب غربی دریاچۀ ارومیه و 9 کیلومتری شمال شرقی نقده قرار دارد و به سبب نام دهکدۀ مجاورش، حسنلو نام گرفته است. این محل نیز غیر مرتبط با اسکو     می باشد!

از سال 1313 شمسی هیأت های باستانشناسی ایرانی و غیر ایرانی در این تپه دست به کاوش های تجارتی علمی زده اند و آثار با ارزش مختلفی را از زیر خروارها خاک بیرون آورده اند. رابرت دایسون از سال 1334 شمسی ریاست هیأت مشترک ایرانی و آمریکائی کاوشگر در حسنلو را به عهده داشته است!

بند 4 : « پیدا شدن یک جام زرین به وزن 950 گرم در 1341 در تپه ای که از کاخ پادشاهان ماننائی در یک قلعه حریق زده، بدست آمده است. جنس این جا،( جام ) طلای خاص بوده و سابقه ساخت آن به سه هزار سال پیش           می رسد. در روی این جام نقوش برجسته ورزشی چون کشتی، چوگان زنی، تیراندازی و ... وجود دارد که سابقه ورزشی را در منطقه نشان می دهد که به جام زرین حسنلو معروف است .»

در اینجا نویسندۀ محترم وزن این جام را، 950 گرم و  زمان کشف آن را سال 1341 اعلام کرده است! بدین طریق ایشان وزن جام را 360 گرم از وزن اصلی اضافه (360 = 590 - 950 ) و همچنین سال کشف آن را 5 سال دیرتر از زمان اصلی ( 5 = 1337 - 1341 ) اعلام داشته است !

در مورد « جام زرین حسنلو » باید گفت :

«  این جام در حوالی غروب روز 23 مرداد 1337 و از لایۀ چهارم سکونت حسنلو که به عصر ماننائی در حدود 800 سال پیش از میلاد تعلق داشت ،کشف شده است . بلندای این جام 21 ، محیط دهانه اش 60 سانتی متر و وزن آن 590 گرم و از طلای ناب می باشد.»*( آذربایجان در سیر تاریخ ایران، رحیم رئیس نیا، جلد 1، صفحۀ 226 ، انتشارات نیما، چاپ اول زمستان  1368 )

 « درون دژ، حیاطی به وسعت در حدود 30 ×20 متر وجود داشته که آن را مجموعه هائی از اتاق های بزرگ و کوچک و تالارهای ستون دار و ایوان های دراز احاطه کرده بوده است. در طرف غربی حیاط نیز در حدود 15 باب اتاق بزرگ و کوچک وجود داشته و جام زرین معروف حسنلو در یکی از اتاق های همین قسمت کشف گردیده است.»

« در بارۀ نقوش متنوع این جام نظرهای گوناگون و گاه متضادی ابراز شده است . در حالی که « ایدات پرادا » صحنه های نقش شده بر روی این جام را ملهم از یک حماسۀ هوریانی به نام کوماربی می داند و خاطر نشان می کند که « گر چه ممکن است نام خدایانی که بر روی جام طلائی حسنلو عرضه شده اند، با آن هائی که در افسانۀ کوماربی آورده شده است، کاملاً فرق داشته باشد، با وجود این بنظر می رسد که صحنه های منقوش مفاهیم مشابه خدایان این اسطوره را منعکس می نمایند که عبارتند از: اهداء کودک به پدر... و صحنۀ نبرد با هیولای کوه و صحنه هائی از نقوش جام که پرادا به توصیفشان پرداخته، عبارتند از: سه ایزد که احتمالاً ایزدان هوا، زمین و خورشید باشند، هر یک به ارابه ای سوارند، پهلوانی با هیولایی که دارای بالا تنۀ انسان و پائین تنه ای محاط در یک کوه است( یعنی هیولای کوه ) در حال نبرد است، کودکی به ایزدی نشسته بر تخت تقدیم می گردد و ... به نظر بعضی از دانشمندان، کیش مردم ماننا با ادیان هوریان از یک نوع بوده است.» ( همان منبع )

چنان که مشاهده شد، کاوش تپۀ حسنلو و کشف جام زرین ، هیچگونه ربطی به منطۀ اسکو ندارد!

بند 5 : « بقایای جسد سه جنگجو غنیمت گرفته شده در زیر آورهای یک ارگ قدیمی نشانۀ وجود جنگ های مکرر و مستمر بین طوایف گوناگون می باشد. »

اگر به جمله بندی مطالب بالا کمی دقت شود، معلوم می شود که نویسنده در سرهم بندی موضوعات عاجز بوده و در بیشتر مطالب کتاب نیز، این ضعف به طور آشکار نمایان است !

اما در رابطه با جسد سه جنگجو باید یادآور شد :

« جام زرین تپۀ حسنلو، همراه با بقایای اجساد سه سرباز و در زیر آورهای یک اتاق حریق زده یافته شده است و تمام قرائن حکایت از آن دارد که سربازان در حالی که می خواسته اند غنیمت گرانبهای خود را از ارگ (قلعه ) دستخوش حریق بیرون ببرند، از پای در آمده اند.»

بند 10 : « در این قسمت نویسنده بنا به نقل از :

بدنبال روشنائی یا تاریخ تمدن صد هزار سالۀ ایران تألیف عزیز طویلی

انتشارات فروهر 1365 تهران - تاریخ مردم ایران قبل از اسلام تألیف دکتر عبدالحسین زرین کوب انتشارات امیر کبیر 1364 تهران و آذربایجان در مسیر( سیر ) تاریخ ایران جلد اول از آغاز تا اسلام تألیف رحیم رئیس نیا ، نویسندۀ محترم کتاب اسکو چنین ادعا نموده است :

« ... آثار و بقایای بدست آمده از کاوش های باستان شناسی، نشان دهنده تمدن 6 هزار ساله در منطقه اسکو دارد »

در عرف نویسندگی به خصوص در استفاده از مطالب دیگر نویسندگان، رسم بر این است که منبع و مأخذ مورد استفاده ذکر گردد! اما آنچنان که از مطالب و منابع مورد استفادۀ کتاب اسکو معلوم می شود، این نویسندۀ کتاب( آقای مقیمی ) است که حرف در دهن نویسندگان کتب منبع گذاشته و این خود ایشان هستند که سخن خویش را به عنوان گفته دیگران به عنوان اسناد تاریخی از زبان آنان نقل قول می کند ! شاید این هم روشی است تقلیدی از روی بعضی از نویسندگان دوران پیشین این سرزمین !

خوانندگان گرامی اگر به سه منبع ذگر شده در بالا مراجعه و کتب مورد اشاره را مطالعه بفرمایند، متوجه می شوند که در هیچ یک از آنان به جملۀ « آثار و بقایای بدست آمده از کاوش های باستانشناسی، نشان دهنده تمدن 6 هزار ساله در منطقه اسکو دارد » بر نخواهند خورد !

فراموش کاری نویسنده تا آن حد در کلیۀ مطالب، اثر مخرب خود را آشکار می کند که ، ایشان متوجه نمی شوند، که در جای جای کتاب ، کتیبۀ سارگون دوم در 714 سال قبل از میلاد را به عنوان قدیمی ترین منبع معرفی نموده است! حال چطور شده که مدعی تاریخ 6 هزار ساله برای اسکو می باشد، معلوم نیست !

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آمار بازدیدکنندگان سایت

846320
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
355
795
1472
839297
20220
23360
846320

آی‌پی شما: 54.156.58.187
امروز: سه شنبه، 04 مهر 1396 - ساعت: 23:07:20

تبلیغات (2)

تالار گفتمان آذر فروم

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

پیوندها

درباره ما

وبسایت رسمی اسکو باخیش از سال 92 به نقد و بررسی در زمینه مطالب فرهنگی ، هنری ، تاریخ و ادبیات شروع به فعالیت کرده است.

مهدی عارفی (ایشیق) :

محقق - نویسنده - شاعر

سخنان بزرگان

امام على سلام الله علیه :
مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ؛

هر كس خوش اخلاق باشد، زندگى‏اش پاكيزه و گوارا مى‏گردد.