نقد کتاب تاریخ مقیمی -مزارات گورستانها ( قسمت 11 )

در صفحۀ 427 در مورد وجود چند مجسمۀ سنگی قوچ در گورستان اسفنجان سخن به میان آورده و می گوید :

« اغلب قبرهای این گورستان سنگ نبشته های بزرگی به طور عمودی یا افقی نصب گردیده است. چند مجسمه سنگی قوچ و شیر نیز در گوشه و کنار به چشم می خورد . »

نویسندۀ محترم در اینجا نیز دچار آشفته بازار تحقیقاتی قرار گرفته است! چرا که ، اولاً در این گورستان آنچنان  که ایشان ادعا کرده اند،( اغلب قبرها )به غیر از چند مورد معدود اثر چندانی از سنگ قبرهای بزرگ که نوشته ای هم بر روی آنها باشد، به چشم نمی خورد !  همچنین به علت عدم تحقیق و بررسی ،ایشان نمی دانند که در گورستان فعلی اسفنجان هم اکنون اثری از سنگ های قوچی نیست! چون سالها قبل، متأسفانه در اثر عدم حفاظت نه تنها سنگ های قوچی گورستان اسفنجان، بلکه سنگ های خود شهر اسکو و بعضی از روستاهای اطراف نیز مورد سرقت قاچاقچیان و سوداگران اشیاء           زیر خاکی قرار گرفت و  صد افسوس که اکنون چنین آثاری در اسکو به ندرت پیدا می شود!

گورستان کلجاه

در صفحۀ 428 - 427  در مورد تیتر بالا چنین بیان شده است :

« کلجاه روستائی است واقع در سه کیلومتری شمال غربی اسکو و گورستان کهن بزرگی دارد »

خواننده وقتی نظرش به اصطلاح « گورستان کهن بزرگ » جلبمی گردد، خیال می کند که مساحت و وسعت  این گورستان  در حدی است که  نویسنده از آن به عنوان گورستان بزرگ یاد کرده است. باید یادآور شد این گورستان در حد و حدود اهالی  ساکن کلجاه در سنه های قبل بوده، که اکنون به علت افزایش جمعیت روستا ، شاید  این مکان با کمبود جا برای دفن اموات مواجه باشد!

نویسنده در پاراگراف پایانی در رابطه با این گورستان طبق معمول راه خطا رفته و چنین بیان کرده است:

« از سنگ قبرهای باقی مانده که در خور توجه است، سنگ قبر صندوقی شکلی است متعلق به 701 هجری قمری با نوشته ای حاوی اسم و تاریخ وفات صاحب قبر، و میل حجاری شده بزرگی که معمولاً در بالای سر قبر عرفای بزرگ نصب می گردیده و سنگ نبشته  بلند قبری که قسمت پائین آن در خاک فرو رفته و نام و تاریخ در گذشت صاحب قبر معلوم نیست و از سیاق کلام روشن است که فوت وی در دروان صفویه و پس از رسمیت پیدا کردن مذهب تشییع (تشیع ) اتفاق افتاده است »

جالب توجه اینکه؛ نویسنده در پاورقی همان صفحه( 427 )، خود چنین معترف است :

« به دلیل عدم حفاظت و خاکبرداری های غیر مجاز، این گورستان در حال از بین رفتن است. »

باید متذکر شد، تمامی مطالب بالا از نوشتهای عبدالعلی کارنگ برداشت شده است . جهت اطلاع خوانندگان عزیز باید یاد آور شد، اکنون چنین آثاری در گورستان کلجاه موجود نیست!1

باویل

در صفحۀ 429 در مورد گورستان باویل چنین آمده است:

« در باویل نیز سه قبر بزرگ سنگ چین بدون سنگنبشته وجود دارد که مردم محل می گویند اینان یاران اسامه سلطان بودند.»2  احتیاج به توضیح نیست.

فیسقندیس

در همان صفحۀ 429 در رابطه با آثار گورستان کهن فسقندیس چنین بیان شده است :

------------------------------------------------------

1- علاقمندان در این مورد می توانند به صفحات 607 - 606 - 605 ، کتاب آثار باستانی آذربایجان ، عبدالعلی کارنگ، جلد 1 ، انتشارات راستی نو ، چاپ دوم ، سال 1374 مراجعه نمایند.

2-  صفحۀ 570 همان منبع مراجعه شود.

« در فیسقندیس نیز گورستان کهنی وجود دارد، غالب این قبرهای سنگی متعلق به سده هشتم الی دهم هجری قمری است »

باز در این مورد نیز به همان منبع مراجع شود.

اما حیرت آور از این ، اظهار نظر عجیب آقای مقیمی در دنبالۀ همین مطالب، انسان را به شگفتی و تفکر وا می دارد، چرا که ایشان چنین ادعا نموده اند :

« همچنین قلعه خراب در فسقندیس وجود دارد( وجود داشت ) که احتمالاً همان قلعه تخریبی توسط سارگن دوم بوده باشد طول قلعه از کلجاه تا فسقندیس بوده است »!

در مورد تخریب این قلعه توسط سارگون دوم قبلاً صحبت شده است . اما شگفتی ما در  چگونگی « طول قلعه از کلجاه تا فسقندیس »می باشد ! این هم ادعائی است از نوع تاریخ تراشی بدون تراوش ذهنی، که در این باره سخنی جز سکوت سزاور نبوده، شایسته خواهد بود تنها گفته شود : الله اعلم

 گورستان کججان و قبر قیس در سردرود

در این مورد نیز در همان صفحه( 429 ) مطالبی از کتاب آثار باستانی آذربایجان استفاده شده است ! به علت اینکه موضوعات مربوطه، در رابطه با تاریخ اسکو نبود، بررسی نشد .

بقعۀ مضیربن عجیل

در رابطه با مزار یا بقۀ مضیر بن عجیل ( عقیل ) ، در روستایدیزج اسکو ، در صفحات 432 - 431 - 430  نویسنده از قول  کتاب « نزهت القلوب و تاریخ گزیدۀ حمداله مستوفی - روضات الجنان و جنات الجنان حافظ حسین کربلائی- روضۀ اطهار ملا محمد امین حشری » صاحب قبر را « مضیر بن عجیل » معرفی کرده و  با کمال تعجب از قول « عبدالعلی کارنگ » اظهار داشته که ، مزار فوق فاقد هر گونه سنگ نبشته ای است ! در حالی که کارنگ  چنین ادعائی را در رابطه با سنگ مزار « خانم اولیا » دیزج بیان داشته است .

اما باز حیرت انگیز تر از آن ، اینکه : طبق معمول ، همیشه تئوری فراموش کاری در نوک قلم ایشان در جولان بوده و مطالب کارنگ را  از زبان « ملا حشری » و او را نیز به تبعیت از روضات الجنان و جنات الجنان بشمار آورده و چنین اظهار نظر کرده است:

« ملا حشری تبریز ( تبریزی ) نیز با استفاده از روضات الجنان و جنات الجنان چنین مطالبی آورده است . و ادامه داده خوشبختانه بانی و تاریخ عمارت بقعه روشن و معین است و سنگ نبشتۀ مرمرین به ابعاد تقریبی 50 × 40 سانتیمتر است که در قسمت شرقی سطح داخلی دیوار جنوبی مسجد نصب گردیده است بخوبی نشان می دهد که این بنا در سال 979 هجری قمری به امر خواجه حبیب الله خسروشاهی عمارت یافته است و مضمون کتیبه چنین است:  فی عام تسع و سبعین و تسعمانه ( تسعمائه ) امر بعماره هذا البقعه خواجه حبیب الله خسروشاهی »*

بقعه سلطان اسامه بن فرقد

در صفحۀ 433 در بارۀ چگونگی محل زیارتگاه اسامه بن فرقد چنین می خوانیم :

« زیارتگاه سلطان اسامه بن فرقد در بالای کوه سلطان

------------------------------------------------

*جهت کسب معلومات بیشتر به صفحۀ 586 کتاب آثار باستانی آذربایجان مراجعه شود .

داغی کوهستان سهند از توابع شهرستان اسکو واقع شده است. محل زیارتگاه منطقه ای خوش آب و هوا سرسبز و خرم و دارای چشمه های آب معدنی گوارا احصل( اشتباه تایپ شده ) از آتشفشان خاموش سهند است .»

درست است که مقبرۀ اسامه در بالای کوه سلطان قرار دارد . اما اگر نویسندۀ محترم زحمت صعود به این کوه ( ارتفاع 3476 متری ) را  حتی یکبار شده متحمل می شدند، خوب متوجه می شدند که این کوه یکی از کوه های مهم آتشفشانی سهند بوده که در هزاران سال پیش فعال بوده و به علت برودت هوا و انجماد و انقباض، توده سنگها به صورت لایه لایه تیز  در آمده و در کل منطقه پراکنده و در بعضی جاها به خصوص در اطراف مزار اسامه به صورت انباشته به چشم  می خورند . بطوری که حتی جان پناه و محل اقامت موقت کوهنوردان از این نوع سنگ های آتشفشانی تعبیه شده است. ضمناً آن محل فاقد هر گونه چشمه و آب می باشد .  حال با این وضع چطور ایشان محل زیارتگاه را منطقه ای سرسبز و خرم و دارای چشمه های آب معدنی گوارا به حساب آورده معلوم نیست!

این را نباید فراموش کرد که دامنۀ سلطان داغی پوشیده از مراتع سرسبز و خرم و چمنزارها و گلزارهای بی نظیریست که بهترین مکان چرای دام و چهارپایان روستاهای تابعه ( آماغان، اسکندان ، آستاری یا همان عنصرود و اسفنجان است . همچنین نا گفته نماند که دامنۀ سهند دارای چشمه های معدنی متفاوت و مختلفی است که کیفیت مطلوب آب گوارای آنها زبانزد عام و خاص می باشد .

قبر پیر حیدر

در صفحۀ 435  در این باره چنین می خوانیم :

« قبر پیر حیدر در شرق محله سوسیان اسکو در میان حظیره ای بر بالای تپه واقع شده است. پیر حیدر از عرفای سال 856 هجری قمری می باشد. حظیره دیواره های سنگی و پوشش چ،( چوبی ) بر دیواره جنوبی آن سنگ نبشته ای مرمرین نصب گردیده است. در بیرون حظیره قبر سنگی بلندی وجود دارد که ظاهراً متعلق به بابا شکرالله فرزند پیر حیدر است. بالاتر از قبر بابا شکرالله، گورستان کهن سوسیان قرار دارد. قبرهای این گورستان غالباً متعلق به سدهای دهم و یازدهم هجری قمری است »

نویسندۀ محترم بدون هیچگونه مطالعه و تحقیق و حتی بدون ذکر منبع استفاده ، تمامی مطالب مربوط به قبر پیر حیدر را از کتاب آثار باستانی آذربایجان - عبدالعلی کارنگ صفحات 561 - 560  نقل کرده، بدون اینکه خود زحمت مراجعه به مزار پیر حیدر را به خود بدهد، مبادرت به کپی کور کورانه از نوشته های دیگرانی که سالها قبل دست به تحقیق و مطالعه زده اند، نموده در نتیجه چنین مطالب اشتباه و دور از حقیقت تحویل خوانندۀ بیچاره داده شده است ! 

نویسندۀ محترم اگر کوچکترین زحمتی به خود می دادند، در مراجعه به حظیرۀ پیر حیدر متوجه می شدند که تمامی بنای کوچک آن بکلی ویران شده و حتی چندین سال پیش تقریباً در سال 1370 سنگنبشتۀ مرمرینی کوچک که بر دیوارۀ داخل حظیره نصب شده بود، توسط سوداگران آثار باستانی به غارت رفته است. به قول  عبدالعلی کارنگ خط سنگنبشته ثلث و به طور برجسته کنده شده بود، که ظاهراً از داخل شهر و یا از گورستان محلۀ سوسیان به آنجا آورده شده بود.

در رابطه با سنگ قبر بابا شکر الله باید گفت : نه تنها، اکنون  کوچکترین اثری از سنگ قبر موجود نیست ، بلکه بر عکس جلو درب ورودی حظیرۀ پیر حیدر مشرف به دانشگاه شهر جدید سهند نیز  به طور غیر قانونی حفاری شده است .

 مزار الله بنده سی

باز در همان صفحه( 435 ) در بارۀ مزار الله بنده سی چنین بیان شده است:

« مزار الله بندسی بر فراز تپه بلندی در جنوب شرقی اسکو قرار دارد. در درون بقعه قبر سنگ چین ساده ای است که مردم  می گویند این قبر متعلق به پیری گمنام معروف به الله بندهخ سی   ( الله بنده سی )، یعنی بنده خدا است »

تمامی مطالب بالا خلاصه شدۀ مطالب صفحۀ 563  کتاب کارنگمی باشد . با این تفاوت که آقای کارنگ با اینکه از دبیران مدارس تبریز بود ، ولی با توجه به عدم امکانات آن زمان، ایشان شخصاً از نزدیک از محل های فوق بازدید به عمل آورده است.  اما با کمال تأسف، بر عکس، با اینکه آقای مقیمی خود بزرگ شده و مقیم اسکو می باشد، نتوانسته یا در حقیقت نخواسته خود  شخصاً به طور حضوری از آثار تاریخی زادگاه خود دیدن کند، تا  حقیقت را از اشتباه تشخیص داده،  بعداً اقدام به جمع آوری و  چاپ کتابی به عنوان تاریخ اسکو نماید !

در رابطه با « مزار الله بنده سی » باید گفت : هم اکنون چنین مقبره یا مزاری در شهر اسکو اصلاً وجود خارجی ندارد!  بلکه بنای کوچکی که قبلاً به مزار الله بنده سی شناخته شده بود در بالای محلۀ« مسلم آباد » یا آخر کوچۀ پیر اسکو یا همان بلندای تپۀ کوچۀ دباغان قرار داشت . محل مزار الله بنده سی در سال 1398 هجری قمری تخریب و به جای آن مسجد « امام موسی بن جعفر( ع ) ( بیت الاحزان اسکو ) توسط حجت الاسلام شیخ احمد مشهودی اسکوئی، بنا گردید. عاقبت طبق وصیت شخصی شیخ احمد، بعد از فوت،( 1371 - 1285 ) جسد ایشان در داخل همان مسجد به خاک سپرده شد .

گورستان اسفنجان

در صفحۀ 427 در مورد وجود چند مجسمۀ سنگی قوچ در گورستان اسفنجان سخن به میان آورده و می گوید :

« اغلب قبرهای این گورستان سنگ نبشته های بزرگی به طور عمودی یا افقی نصب گردیده است. چند مجسمه سنگی قوچ و شیر نیز در گوشه و کنار به چشم می خورد . »

نویسندۀ محترم در اینجا نیز دچار آشفته بازار تحقیقاتی قرار گرفته است! چرا که ، اولاً در این گورستان آنچنان  که ایشان ادعا کرده اند،              ( اغلب قبرها )به غیر از چند مورد معدود اثر چندانی از سنگ قبرهای بزرگ که نوشته ای هم بر روی آنها باشد، به چشم نمی خورد !  همچنین به علت عدم تحقیق و بررسی ،ایشان نمی دانند که در گورستان فعلی اسفنجان هم اکنون اثری از سنگ های قوچی نیست! چون سالها قبل، متأسفانه در اثر عدم حفاظت نه تنها سنگ های قوچی گورستان اسفنجان، بلکه سنگ های خود شهر اسکو و بعضی از روستاهای اطراف نیز مورد سرقت قاچاقچیان و سوداگران اشیاء           زیر خاکی قرار گرفت و  صد افسوس که اکنون چنین آثاری در اسکو به ندرت پیدا می شود!

گورستان کلجاه

در صفحۀ 428 - 427  در مورد تیتر بالا چنین بیان شده است :

« کلجاه روستائی است واقع در سه کیلومتری شمال غربی اسکو و گورستان کهن بزرگی دارد »

خواننده وقتی نظرش به اصطلاح « گورستان کهن بزرگ » جلب               می گردد، خیال می کند که مساحت و وسعت  این گورستان  در حدی است که  نویسنده از آن به عنوان گورستان بزرگ یاد کرده است. باید یادآور شد این گورستان در حد و حدود اهالی  ساکن کلجاه در سنه های قبل بوده، که اکنون به علت افزایش جمعیت روستا ، شاید  این مکان با کمبود جا برای دفن اموات مواجه باشد!

نویسنده در پاراگراف پایانی در رابطه با این گورستان طبق معمول راه خطا رفته و چنین بیان کرده است:

« از سنگ قبرهای باقی مانده که در خور توجه است، سنگ قبر صندوقی شکلی است متعلق به 701 هجری قمری با نوشته ای حاوی اسم و تاریخ وفات صاحب قبر، و میل حجاری شده بزرگی که معمولاً در بالای سر قبر عرفای بزرگ نصب می گردیده و سنگ نبشته  بلند قبری که قسمت پائین آن در خاک فرو رفته و نام و تاریخ در گذشت صاحب قبر معلوم نیست و از سیاق کلام روشن است که فوت وی در دروان صفویه و پس از رسمیت پیدا کردن مذهب تشییع (تشیع ) اتفاق افتاده است »

جالب توجه اینکه؛ نویسنده در پاورقی همان صفحه( 427 )، خود چنین معترف است :

« به دلیل عدم حفاظت و خاکبرداری های غیر مجاز، این گورستان در حال از بین رفتن است. »

باید متذکر شد، تمامی مطالب بالا از نوشتهای عبدالعلی کارنگ برداشت شده است . جهت اطلاع خوانندگان عزیز باید یاد آور شد، اکنون چنین آثاری در گورستان کلجاه موجود نیست!1

باویل

در صفحۀ 429 در مورد گورستان باویل چنین آمده است:

« در باویل نیز سه قبر بزرگ سنگ چین بدون سنگنبشته وجود دارد که مردم محل می گویند اینان یاران اسامه سلطان بودند.»2  احتیاج به توضیح نیست.

فیسقندیس

در همان صفحۀ 429 در رابطه با آثار گورستان کهن فسقندیس چنین بیان شده است :

------------------------------------------------------

1- علاقمندان در این مورد می توانند به صفحات 607 - 606 - 605 ، کتاب آثار باستانی آذربایجان ، عبدالعلی کارنگ، جلد 1 ، انتشارات راستی نو ، چاپ دوم ، سال 1374 مراجعه نمایند.

2-  صفحۀ 570 همان منبع مراجعه شود.

« در فیسقندیس نیز گورستان کهنی وجود دارد، غالب این قبرهای سنگی متعلق به سده هشتم الی دهم هجری قمری است »

باز در این مورد نیز به همان منبع مراجع شود.

اما حیرت آور از این ، اظهار نظر عجیب آقای مقیمی در دنبالۀ همین مطالب، انسان را به شگفتی و تفکر وا می دارد، چرا که ایشان چنین ادعا نموده اند :

« همچنین قلعه خراب در فسقندیس وجود دارد( وجود داشت ) که احتمالاً همان قلعه تخریبی توسط سارگن دوم بوده باشد طول قلعه از کلجاه تا فسقندیس بوده است »!

در مورد تخریب این قلعه توسط سارگون دوم قبلاً صحبت شده است . اما شگفتی ما در  چگونگی « طول قلعه از کلجاه تا فسقندیس »            می باشد ! این هم ادعائی است از نوع تاریخ تراشی بدون تراوش ذهنی، که در این باره سخنی جز سکوت سزاور نبوده، شایسته خواهد بود تنها گفته شود : الله اعلم

 

گورستان کججان و قبر قیس در سردرود

در این مورد نیز در همان صفحه( 429 ) مطالبی از کتاب آثار باستانی آذربایجان استفاده شده است ! به علت اینکه موضوعات مربوطه، در رابطه با تاریخ اسکو نبود، بررسی نشد .

بقعۀ مضیربن عجیل

در رابطه با مزار یا بقۀ مضیر بن عجیل ( عقیل ) ، در روستای                   دیزج اسکو ، در صفحات 432 - 431 - 430  نویسنده از قول  کتاب           « نزهت القلوب و تاریخ گزیدۀ حمداله مستوفی - روضات الجنان و جنات الجنان حافظ حسین کربلائی- روضۀ اطهار ملا محمد امین حشری » صاحب قبر را « مضیر بن عجیل » معرفی کرده و  با کمال تعجب از قول « عبدالعلی کارنگ » اظهار داشته که ، مزار فوق فاقد هر گونه سنگ نبشته ای است ! در حالی که کارنگ  چنین ادعائی را در رابطه با سنگ مزار « خانم اولیا » دیزج بیان داشته است .

اما باز حیرت انگیز تر از آن ، اینکه : طبق معمول ، همیشه تئوری فراموش کاری در نوک قلم ایشان در جولان بوده و مطالب کارنگ را  از زبان « ملا حشری » و او را نیز به تبعیت از روضات الجنان و جنات الجنان بشمار آورده و چنین اظهار نظر کرده است:

« ملا حشری تبریز ( تبریزی ) نیز با استفاده از روضات الجنان و جنات الجنان چنین مطالبی آورده است . و ادامه داده خوشبختانه بانی و تاریخ عمارت بقعه روشن و معین است و سنگ نبشتۀ مرمرین به ابعاد تقریبی 50 × 40 سانتیمتر است که در قسمت شرقی سطح داخلی دیوار جنوبی مسجد نصب گردیده است بخوبی نشان می دهد که این بنا در سال 979 هجری قمری به امر خواجه حبیب الله خسروشاهی عمارت یافته است و مضمون کتیبه چنین است:  فی عام تسع و سبعین و تسعمانه ( تسعمائه ) امر بعماره هذا البقعه خواجه حبیب الله خسروشاهی »*

بقعه سلطان اسامه بن فرقد

در صفحۀ 433 در بارۀ چگونگی محل زیارتگاه اسامه بن فرقد چنین می خوانیم :

« زیارتگاه سلطان اسامه بن فرقد در بالای کوه سلطان

------------------------------------------------

*جهت کسب معلومات بیشتر به صفحۀ 586 کتاب آثار باستانی آذربایجان مراجعه شود .

داغی کوهستان سهند از توابع شهرستان اسکو واقع شده است. محل زیارتگاه منطقه ای خوش آب و هوا سرسبز و خرم و دارای چشمه های آب معدنی گوارا احصل( اشتباه تایپ شده ) از آتشفشان خاموش سهند است .»

درست است که مقبرۀ اسامه در بالای کوه سلطان قرار دارد . اما اگر نویسندۀ محترم زحمت صعود به این کوه ( ارتفاع 3476 متری ) را  حتی یکبار شده متحمل می شدند، خوب متوجه می شدند که این کوه یکی از کوه های مهم آتشفشانی سهند بوده که در هزاران سال پیش فعال بوده و به علت برودت هوا و انجماد و انقباض، توده سنگها به صورت لایه لایه تیز  در آمده و در کل منطقه پراکنده و در بعضی جاها به خصوص در اطراف مزار اسامه به صورت انباشته به چشم  می خورند . بطوری که حتی جان پناه و محل اقامت موقت کوهنوردان از این نوع سنگ های آتشفشانی تعبیه شده است. ضمناً آن محل فاقد هر گونه چشمه و آب می باشد .  حال با این وضع چطور ایشان محل زیارتگاه را منطقه ای سرسبز و خرم و دارای چشمه های آب معدنی گوارا به حساب آورده معلوم نیست!

این را نباید فراموش کرد که دامنۀ سلطان داغی پوشیده از مراتع سرسبز و خرم و چمنزارها و گلزارهای بی نظیریست که بهترین مکان چرای دام و چهارپایان روستاهای تابعه ( آماغان، اسکندان ، آستاری یا همان عنصرود و اسفنجان است . همچنین نا گفته نماند که دامنۀ سهند دارای چشمه های معدنی متفاوت و مختلفی است که کیفیت مطلوب آب گوارای آنها زبانزد عام و خاص می باشد .

قبر پیر حیدر

در صفحۀ 435  در این باره چنین می خوانیم :

« قبر پیر حیدر در شرق محله سوسیان اسکو در میان حظیره ای بر بالای تپه واقع شده است. پیر حیدر از عرفای سال 856 هجری قمری می باشد. حظیره دیواره های سنگی و پوشش چ،( چوبی ) بر دیواره جنوبی آن سنگ نبشته ای مرمرین نصب گردیده است. در بیرون حظیره قبر سنگی بلندی وجود دارد که ظاهراً متعلق به بابا شکرالله فرزند پیر حیدر است. بالاتر از قبر بابا شکرالله، گورستان کهن سوسیان قرار دارد. قبرهای این گورستان غالباً متعلق به سدهای دهم و یازدهم هجری قمری است »

نویسندۀ محترم بدون هیچگونه مطالعه و تحقیق و حتی بدون ذکر منبع استفاده ، تمامی مطالب مربوط به قبر پیر حیدر را از کتاب آثار باستانی آذربایجان - عبدالعلی کارنگ صفحات 561 - 560  نقل کرده، بدون اینکه خود زحمت مراجعه به مزار پیر حیدر را به خود بدهد، مبادرت به کپی کور کورانه از نوشته های دیگرانی که سالها قبل دست به تحقیق و مطالعه زده اند، نموده در نتیجه چنین مطالب اشتباه و دور از حقیقت تحویل خوانندۀ بیچاره داده شده است ! 

نویسندۀ محترم اگر کوچکترین زحمتی به خود می دادند، در مراجعه به حظیرۀ پیر حیدر متوجه می شدند که تمامی بنای کوچک آن بکلی ویران شده و حتی چندین سال پیش تقریباً در سال 1370 سنگنبشتۀ مرمرینی کوچک که بر دیوارۀ داخل حظیره نصب شده بود، توسط سوداگران آثار باستانی به غارت رفته است. به قول  عبدالعلی کارنگ خط سنگنبشته ثلث و به طور برجسته کنده شده بود، که ظاهراً از داخل شهر و یا از گورستان محلۀ سوسیان به آنجا آورده شده بود.

در رابطه با سنگ قبر بابا شکر الله باید گفت : نه تنها، اکنون  کوچکترین اثری از سنگ قبر موجود نیست ، بلکه بر عکس جلو درب ورودی حظیرۀ پیر حیدر مشرف به دانشگاه شهر جدید سهند نیز  به طور غیر قانونی حفاری شده است .

 

 

مزار الله بنده سی

باز در همان صفحه( 435 ) در بارۀ مزار الله بنده سی چنین بیان شده است:

« مزار الله بندسی بر فراز تپه بلندی در جنوب شرقی اسکو قرار دارد. در درون بقعه قبر سنگ چین ساده ای است که مردم  می گویند این قبر متعلق به پیری گمنام معروف به الله بندهخ سی   ( الله بنده سی )، یعنی بنده خدا است »

تمامی مطالب بالا خلاصه شدۀ مطالب صفحۀ 563  کتاب کارنگ             می باشد . با این تفاوت که آقای کارنگ با اینکه از دبیران مدارس تبریز بود ، ولی با توجه به عدم امکانات آن زمان، ایشان شخصاً از نزدیک از محل های فوق بازدید به عمل آورده است.  اما با کمال تأسف، بر عکس، با اینکه آقای مقیمی خود بزرگ شده و مقیم اسکو می باشد، نتوانسته یا در حقیقت نخواسته خود  شخصاً به طور حضوری از آثار تاریخی زادگاه خود دیدن کند، تا  حقیقت را از اشتباه تشخیص داده،  بعداً اقدام به جمع آوری و  چاپ کتابی به عنوان تاریخ اسکو نماید !

در رابطه با « مزار الله بنده سی » باید گفت : هم اکنون چنین مقبره یا مزاری در شهر اسکو اصلاً وجود خارجی ندارد!  بلکه بنای کوچکی که قبلاً به مزار الله بنده سی شناخته شده بود در بالای محلۀ« مسلم آباد » یا آخر کوچۀ پیر اسکو یا همان بلندای تپۀ کوچۀ دباغان قرار داشت . محل مزار الله بنده سی در سال 1398 هجری قمری تخریب و به جای آن مسجد « امام موسی بن جعفر( ع ) ( بیت الاحزان اسکو ) توسط حجت الاسلام شیخ احمد مشهودی اسکوئی، بنا گردید. عاقبت طبق وصیت شخصی شیخ احمد، بعد از فوت،( 1371 - 1285 ) جسد ایشان در داخل همان مسجد به خاک سپرده شد .

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آمار بازدیدکنندگان سایت

797977
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
55
777
2347
790323
19020
19776
797977

آی‌پی شما: 54.166.136.90
امروز: سه شنبه، 03 مرداد 1396 - ساعت: 13:05:42

تبلیغات (2)

تالار گفتمان آذر فروم

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

پیوندها

درباره ما

وبسایت رسمی اسکو باخیش از سال 92 به نقد و بررسی در زمینه مطالب فرهنگی ، هنری ، تاریخ و ادبیات شروع به فعالیت کرده است.

مهدی عارفی (ایشیق) :

محقق - نویسنده - شاعر

سخنان بزرگان

امام على سلام الله علیه :
مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ؛

هر كس خوش اخلاق باشد، زندگى‏اش پاكيزه و گوارا مى‏گردد.