نقد کتاب تاریخ مقیمی - قسمت 17 ( صنایع اسکو )

                                              

در صفحۀ 590 در رابطه با بافندگی پارچه های ابریشمی در منطقۀ اسکو سخن به میان آمده است . اما چنان که خواهیم دید، باز نویسنده در اینجا نیز « گهی به میخ و گهی به نعل » کوبیده است ! یعنی باز همان ویروس فراموشکاری گریبانگیر ایشان شده است !

حال مطالب مورد ادعای ایشان را می خوانیم :

« فعلا بافندگی ابریشم در اسکو منسوخ گردیده و پارچه های بافته شده ابریشم با قیمت بسیار گزاف از چین و از شهر باکوی آذربایجان وارد می شود .»

اما با تعجب در صفحۀ 596  نویسندۀ محترم بر خلاف ادعای قبلی خود، چنین اظهار نظر می کند:

« در منطقه اسکو، نوعی پارچه ابریشمی معروف به کلاقه ای که رنگرزی آن به شیوه خاصی به نام چاپ باتیک صورت می گیرد، تهیه می شود. تولید این نوع پارچه در هیچ ناحیه دیگر ایران معمول نبوده و منحصر به منطقه مزبور  می باشد»

در دنبالۀ همین مطالب می خوانیم :

« محصولات کلاقه ای اسکو به حدی شهرت داشت که کشور ایتالیا که خود از تولید کنندگان مشهور منسوجات ابریشمی است، در زمره خریداران محصولات اسکو قرار داشت .»

با توجه به اظهارات نویسندۀ محترم در این قسمت، باز فراموشی اثر خود را به طور آشکار نمایان می سازد! چرا که ایشان در صفحۀ 605 خلاف این نظریه را ابراز می دارد :

« تا آن زمان روسری های تولیدی دست بافت اسکو فقط مصرف عشایری داشتند و از نظر رنگرزی از کیفیت پایینی برخوردار بودند لذا یک نفر از کارشناسان سازمان ( سازمان صنایع دستی ایران ) جهت کار آموزی به اروپاه اعزام شدند.»

در صفحۀ 596 در رابطه با فعالیت و موفقیت شرکت تعاونی اسکو چنین بیان شده است :

« شرکت تعاونی دست بافان و رنگرزان کلاقه ای اسکو در  سال های گذشته از فعال ترین و موفق ترین شرکت تعاونی سازمان صنایع دستی به شمار می رفت بیشتر تولیدات کلاقه ای با سفارش این شرکت تعاونی و توسط اعضاء انجام می گرفت »

باز در صفحۀ 607 در این باره چنین بیان می شود :

« حمایت اقتصادی سازمان صنایع دستی سبب احیا و اشاعه هر چه بیشتر این صنعت شده است . بدان گونه که شرکت تعاونی بافندگان و رنگرزان در حال حاضر یکی از موفق ترین شرکت های تعاونی دستی محسوب می گردد »

در صفحۀ 610 ، با کمال شرمندگی بر خلاف اظهارات بالا ، در رابطه با چگونگی فعالیت این تعاونی چنین آمده است :

« متاسفانه به دلائل نامعلومی شرکت تعاونی دستبافان و رنگرزان کلاقه ای اسکو اعضاء خود را اعم از بافنده و رنگرز از دست داد و از سال 1368 کلاً شرکت به حالت تعطیل در آمد و ساختمان آن تخریب گردید ... »

باز در صفحۀ 596 چنین می خوانیم :

« در رابطه با رونق ابریشم بافی کلاقه ای در سال های گذشته، به گزارش سازمان صنایع دستی ایران در سال 1352 اشاره می شود. پارچه های کلاقه ای اسکو بالغ بر 150000 متر و ارزش تقریبی آن نیز 300 میلیون ریال برآورد شده است » !

واقعاً معلوم نیست نویسندۀ محترم با کدامین سبک دستور زبانی و با کدامین روش ویرایش نوشتاری اقدام به نوشتن چنین مطالبی نموده است ؟!

در اینجا خواننده بیچاره ، حیران و سرگردان در میان مفاهیم ضد و نقیض، خود را وا مانده احساس کرده واقعاً نمی داند « دم خروس را قبول کند یا قسم حضرت عباس را » !

در صفحۀ 599  در رابطه با چگونگی یاد گیری صنعت کلاقه ای از طرف اسکوئی ها در تفلیس، گنجه و باکو و همچنین بازگشت چنین افرادی در زمان لنین و استالین به اسکو، از قول مرحوم حاج سید محمد الهامی چنین اظهار نظر شده است :

مردان با باز گشت به اسکو شروع به ساخت دستگاههای نساجی نموده و کارگاه های پارچه بافی را در منازل خود بنا نهادند و کاری که در روسیه فرا گرفته بودند، در اسکو ادامه دادند »*

« نخستین اشخاصی که مبادرت به تولید ابریشم و چاپ کلاقه ای پس از بازگشت از قفقاز به اسکو نمودند عبارت بودند از مرحومان - موسی ایران نژاد، حاج علی اصغر و حاج عباسعلی و   حاج محمد علی و مشهدی جعفر مقیمی و مرحوم علی اکبرزاده و مختار اتحادی که هر کدام کارگاه تولیدی چاپ ابریشم در اسکو دائر نمودند . »

در رابطه با چگونگی اظهارات بالا و  همچنین در مورد نخستین اشخاصی که مبادرت به تولید ابریشم و چاپ کلاقه ای در اسکو نمودند، بهتر است جهت پاسخگوئی به مطالب فوق ، نظری داشته باشیم بر بیوگرافی  « استاد حسین کلاقیچی گنجینه » از زبان خود ایشان :

« مادرم ( فاطمه سوره ) اصالتاً اهل  « اسکو » ی آذربایجان ایران است . او در سن پنج سالگی با پدر و مادرش از اسکو به شهر گنجۀ روسیه مهاجرت کرده بودند . پدرِ مادرم ( عباسعلی ) هم در اسکو بافندۀ ابریشم

----------------------------------------------

*  ایشان خیال کرده اند که در میان اینها زنی وجود نداشته است.

طبیعی بوده و در شهر گنجه همین کار را انجام می داده است .

 پدرم ( علی اکبر ) در سن شانزده - هفده سالگی به شهر گنجه پیش عمویش ( ابراهیم ) رفت، عمویش چند سال قبل به روسیه رفته و در آنجا کارخانۀ بافندگی ابریشم طبیعی دایر کرده بود . البته باید بگویم که عموی پدرم قبل از مهاجرت به روسیۀ تزاری، در تبریز بافندۀ ابریشم طبیعی بود . پدرم ( علی اکبر ) در شهر گنجه مدتی در کارخانۀ عمویش مشغول بافندگی ابریشم می شود و چند سال بعد برای خودش کارخانۀ شخصی دایر کرده و در سن سی و دو سالگی به فکر تشکیل خانواده     می افتد . به سبب شغل مشترک، وطن، دین و زبان مشترک با مادرم  ( فاطمه سوره ) ازدواج زود انجام می گیرد و من   ( حسین گنجینه ) فرزند نخستین و ثمرۀ آن ازدواج هستم . پدر و مادرم صاحب 12 اولاد بودند . دو سالی می گذرد و کارهای پدرم با همکاری مادرم وسعت می گیرد . البته باید توجه داشت ،آن زمان که پدرم در شهر تبریز مشغول بافندگی بود، چاپ و رنگرزی در تبریز هم وجود داشته است .  من در سال 1923 میلادی شش سال داشتم و تعطیلات تابستانی ام را در کارخانه با کارهای سبک می گذراندم . کارخانۀ پدرم در شهر گنجه به نام « حاجی علی اکبر تقی زاده » معروف شد . در سال 1930 میلادی همراه تمامی اعضای خانواده ام به شهر تبریز آمدیم .کارخانۀ چاپ باتیک ما، همانطور که در شهر گنجه معروف شده بود، در تبریز هم شهرت پیدا کرد، و این بار به نام « حاجی علی اکبر کلاقیچی گنجینه »*

همچنان که از مطالب بالا استفاده می گردد، استاد حسین گنجینه در زمان انقلاب بلشویک ( 1917  م ) متولد شده که بنا به گفته خود، در سال 1923 م شش ساله بوده است . یعنی تا این تاریخ ( 2012 م )    95 سال می شود . در حالی که مادر ایشان ( فاطمه سوره ) در سن پنج سالگی همراه پدر و مادرش از اسکو به گنجه می روند . اگر سن ازدواج ایشان را تقریباً در 15 سالگی بدانیم ، و تقریباً دست کم 10 سال به زمان تولد اولین فرزند بنام حسین (105 = 10 + 95 ) را حساب کنیم، 105 سال می شود . در حالی که قبل از تولد خود ( فاطمه سوره ) پدر ایشان ( عباسعلی اسکوئی ) بنا با گفتۀ استاد گنجینه، در اسکو مشغول بافندگی ابریشم طبیعی بوده است .

موضوع جالب دیگر اینکه ، با مطالعۀ مطالب بالا متوجه می شویم که، اینان نه تنها بافندگی و رنگرزی پارچه های ابریشمی را در شهر گنجه یاد نگرفته اند، بلکه بنا به اظهارات فوق، آنها قبلاً هم در تبریز و هم در اسکو مشغول همین کار بوده اند . همچنین باز در می یابیم که در شهر

------------------------------------------------------

* فن هنر چاپ باتیک - حسین کلاقیچی گنجینه ، مقدمه و خود زندگینامه

گنجه آنها در کارخانۀ افراد دیگر مشغول به کار نمی شوند، بلکه بر عکس، خودشان اقدام به تأسیس کارگاه کرده و افرادی از آنجا را جهت کارگری به کار می گیرند .

سیری در تحولات صنعت ابریشم بافی کلاقه ای اسکو

در صفحۀ 604 با عنوان تیتر « سیری در تحولات صنعت ابریشم بافی کلاقه ای اسکو » با موضوع عجیب و خنده داری مواجه می شویم :

« در سال 1343 شمسی فرنگیس یگانگی و علی کریمی ( از سازمان صنایع دستی ایران ) محل تولید این روسری ها را در جامعه ای که خود را در حصار درختان بادام و زردآلو و گردو قرار داده است کشف کردند » !!!

 واقعاً در تاریخ صنعت اسکو ، اتفاق عجیب و کشف مهمی رخ داده که ، کسانی آمده و انسان هائی را که دور از چشم دیگران، در حصار درختان زندگی می کرده اند و کسی از چگونگی زندگی آنان با خبر نبوده، اینان موفق به کشف آنان شده اند !!!  - الحق باید بر توانائی قلم ایشان آفرین گفت !

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آمار بازدیدکنندگان سایت

846320
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
355
795
1472
839297
20220
23360
846320

آی‌پی شما: 54.156.58.187
امروز: سه شنبه، 04 مهر 1396 - ساعت: 23:07:20

تبلیغات (2)

تالار گفتمان آذر فروم

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

اینجا محل تبلیغ متنی شماست

پیوندها

درباره ما

وبسایت رسمی اسکو باخیش از سال 92 به نقد و بررسی در زمینه مطالب فرهنگی ، هنری ، تاریخ و ادبیات شروع به فعالیت کرده است.

مهدی عارفی (ایشیق) :

محقق - نویسنده - شاعر

سخنان بزرگان

امام على سلام الله علیه :
مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ؛

هر كس خوش اخلاق باشد، زندگى‏اش پاكيزه و گوارا مى‏گردد.